تبلیغات
دبل اس 501 - HJL
 
دبل اس 501
 
 
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : Suzan
بچه ها یه چیزی بگم.
اینکه درمورد هیون حس میکنید بیشتر میذارم دلیل براین نیست که پارتی بازی میکنم.بهرحال همه میدونن یونگ رو من بیشتر همه دوست دارم و اگه قصد پارتی بازی داشته باش برای اونه.
مسئله فقط اینه که هیون اطلاعاتش از بقیه بیشتره.




مجری:
سخت ترین صحنه پسران فراتراز گل برای کیم هیون جونگ:

پدربزرگ:توباید ازم متنفر باشی.این اشتباه تو نیست.
جیهو[بدون اینکه روشو برگردونه]:اینو باید 15 سال پیش میگفتی.میدونی اون بچه چقدر منتظرت موند؟نمیدونی.میدونی که اون پسربچه چقدر دلش میخواست تو آغوش پدربزرگش گریه کنه؟
وبعد جیهو میدوه توی بارون ،خودش رو از جاندی پنهان میکنه و خاطرات دردناک خاکسپاری والدینش رو به خاطر میاره

*صحنه بالا صحنه ایه که هیون جونگ توی مصاحبه Japan broadcasting company TBS in Seoul به عنوان سخت ترین صحنه ای که بازی کرده میخونه.

هیون یک ساعت زیربارون و توی سرما بی هیچ حفاظی مجبور بوده بایسته که برای یه بازیگرتازه کار واقعا سخته و بعد باید درحالیکه دندوناش از سرما بهم میخورد تمام احساس ناراحتیش رو توی چهرش میریخت و اون صحنه رو بازی میکرد.
هیون هم که شرمنده میگم ها ولی خودشم میگه.اون موقع ها واقعا نشون دادن یه چهره غمزده واقعی براش سخت بود
هرچند الان چه بخواد چه نخواد چهرش از غمگین فراتر میره

------------------------------------------------------------------------
هیون جونگ از اولش عادت نداشت خیلی به دیگران تکیه کنه برای خرید.اگه چیزی رو میخواست همیشه خودش اونو میخرید حتی اگه اسپانسر چیزی میشد فقط برای تبلیغ ازش استفاده میکرد و از کمپانی نمیخواست اونو برای خودش بده.مثلا موبایل های انی کال که اسپانسرش بوده و ازش خوشش میاد رو خودش میره با پول خودش میخره و از اسپانسر نمیگیره.
درمورد همه وسیله هاش همینه.حتی درمورد چیزهایی که فن ها براش میفرستن فقط اگه خیلی گرون قیمت نباشه استفادش میکنه.

که کار بدی هم میکنن.مثل یونگ سنگ باید یخچال خونتم از فن ها باشه...بهله...به نظرم باید بذارن یه فن هرچی دوست داره بده و بعد اگه دوسش داشتن ازش استفاده کنن.اینقدر دل فن ها خوش میشه

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
جونگ مین خیلی ترسناکه
توی فن میتینگ  تو ژاپن از هیون میپرسن که اگه مثل توی سریال عاشق دختر دوستت بشی چیکار میکنی؟
هیون هم گفت:اگه واقعا عاشقش باشم تورش میکنم.البته اگه دوست دختر جونگ مین نباشه
مجری میپرسه:چرا ماله جونگ مین نباشه؟
هیون:چون جونگ مین ترسناکه





نوع مطلب : Kim hyun joong، Information، Memory، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 خرداد 1393 03:20 ب.ظ
بدجنس تو که گفتی همه روبه یه اندازه دوست داری پس چرامی گی یونگ سنگ رو بیشتردوست داری؟البته توگفتی نبایدفقط طرفداریکیشون بود ومقابل بقیه جبهه گرفت ولی کاملا معلومه که ازیونگ سنگ بیشترمطلب تکی میزاری
Suzan

من؟من کی گفتم؟من یونگ رو بیشتر همه دوست دارم.
ولی از هر 5 تا به یه اندازه حمایت میکنم
اتفاقا مطالب تکی هیون جونگ از همه بیشتره
دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 03:18 ب.ظ
اونی که اسم نداره منم...
همکلاسی روراست گفتییی...
Suzan

^^
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 07:56 ب.ظ
اونی زینب

نه خدا نکنه مریض باشه بخاطر کار زیاده مخصوصا که همیشه دلش میخواد اول هم باشه.
Suzan

بهله
شنبه 7 اردیبهشت 1392 03:43 ب.ظ
سلام...
سوزان... ممنونم ازت...
هیچ کس حق نداره به هیون من توهین کنه...
مهشید خانم با شمام...
اما خوب همینه دیگه جونگ واقعا ترسناکه...
هیون واقعا راست گفته]
Suzan

خواهش گلم
مهشید عشق منه.مجازه ^^
:)))))))))))9
شنبه 7 اردیبهشت 1392 10:06 ق.ظ
میسی عزیزم^^
هیییییییییییی,کجایی هیون که دلم واسه اون خنده هات که تا یه ساعت از حال میرفتی تنگ شده.
راستی من تاحالا عصبانیت واقعی هیون رو ندیدم!!!!!!
شماها کجا دیدین؟؟؟؟؟
Suzan

:((((((
واقعا کجایی؟
عصبانیت هیون؟والا ماهم ندیدیم:-ا
ولی واقعیش و فیلمش که فرقی نداره.همش شکل همه.فقط دلیلش فرق میکنه
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 09:45 ب.ظ
از این که خودش چیز میزاشو میخره خوشم اومد!!
یعنی جونگی اینقده ترسناک بوده و ما خبر نداشتیم؟؟؟پس چطور توی یه برنامه که جونگی هیونگ رو سورپرایز میکنه و بعد از شون میخوان به سوالاتی جواب بدن جونگمین میگه بخاطر دوستش از دختری که عاشقشه میگذره؟؟
Suzan

بچم مستقله
اونجا بیشتر سر شوخی بود...
هیون هم خوشش میاد جونگ رو اذیت کنه
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 11:54 ق.ظ
اااااا....زینب جون با رومئو چی کار داری؟؟؟
گفته باشم مال خودمه ها!!!
فقط گاهی وقتا میرم دعوا باخودم میبرمش کم نیارم
Suzan

رومئو مال منه اصلا.دعوان داره
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 01:14 ق.ظ
ههههه !!
باشه بیا سانیا جون !
ولی تنها نیا ! رومئو رو حتما بیارش !

آقا ! هیون سالمه ! اصن نمیشه در این بشر غصه و مشکل دید !!
والا ! این سوزانم یه حرکاتی میزنه آدم مشکوک میشه ! نه فقط به دابل که به کل دنیا !

بیاید فرض کنیم که هیون نگران آب شدن یخهای قطب شماله برای همین تو این یه ماهه اینقدر شکسته شده بچم !
خوشبین باشیم !
Suzan

راست میگه...هیون به این خوبی
حالشم خوبه
من؟من چه حرکاتی میزنم؟^^
نه بابا نگران اینه که آدم فضاییا کی حمله میکنن :-ا
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 11:40 ب.ظ
زیییییییینننننببببب
الان همراه با رومئو میام گازت بگیرم
Suzan

:دی
رومئو اینجاست...نمیتونه گازش بگیره
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 08:33 ب.ظ
مامانم ؟ مال الان نیست سوزان جان .
مال حدودای دوسال پیشه و خدا رو شکر درمان شدن !

به نظرم همینه..چون آدم افسرده یهویی اینقدر حساس و شکسته نمیشه ! کم کم این اتفاق میوفته و قابل درکه ! ولی این نه !

اینکه گفتم داستانم عوض میشه خوب من سه ماهه پسرا رو می شناسم. واسه همین میام وبت و اطلاعاتت رو استفاده میکنم !
بعد مثلا این حرفت باعث میشه نظرم راجع به هیون یکمی عوض بشه..!

البته حس میکردم جونگمین خیلی غمگینه ! ولی نمیدونم چرا !

راستی سوزان جان . دیدم بچه ها میگن داستان مینویسی..دوست دارم بخونم ! میشه آدرسشو بدی ؟
Suzan

http://superstar501-stories.mihanblog.com/
داستان اینجاست عزیزم.
------------------------------
خب خداروشکر الان خوبه
:((((
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 07:00 ب.ظ
خیلی مریضیا میتونه اینطوری باشه !
خیلی مریضیا حالت کمون یا پنهان دارن و یهویی خودشونو نشون میدن .

بعضی بیماری ها یهویی بروز می کنه ! پس اصلا نباید به این قضیه اعتماد کرد که خوب این تا دو ماه پیش خوب بوده!

این ی مثال ها !! مامان خود من کاملا سالم بود...یهویی توی یه سری آزمایشا فهمیدن سرطان داره..!

یا بیماری های ویروسی ، اینا بیشتر پنهانن و توی یه سری آزمایش ممکنه تشخیص داده بشن !

پس با قاطعیت نگین مریض نیست...به نظر من افسردگیش از یه بیماری جسمی نشات میگیره..!

البته من حدس ضعف اعصابم براش می زنم..چون شغل بدی داره...و خوب میدونید که موسیقی بیش از حد آدمو ضعیف میکنه !!

ستاد استرس زایی !
Suzan

مامانت؟الان چی؟کاری هم کرده؟
البته اما نمیتونم باورکنم هیون هم مریض باشه.
ولی همیشه برام سواله چرا چهرش تویک ماه یهو اینقدر شکسته شد
من اصلا درک نمیکنم چشه
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 03:39 ب.ظ
منم هیون روبیشترازجیهو دوست دارم...خیلی خوبه که ادم فن مخصوصا اینجوری داشته باشه...(منم می خوام)...
مررررسسسسسسسسییییییی....
Suzan

هیون خودش عشقققققققق منه
ما همکلاسی عین آدم هم نداریم اونوقت اینا فن دارن عین چی
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 12:12 ب.ظ
اونی من باز یه ایراد بگیرم;))))))
نوشتی عاشق دختر دوستت بشی،نه دوست دختر دوستت;)))))))))
گفتم یه کم سر به سرت بذارم ;))))))
من دیدم یکی از فن های جانگ گیون سوک بهش لپ تاپ داد....وای چه ذوقی کرده بود...:)))))))
حس خوبیه آدم همه ی وسایلشو خودش بخره که دیگه منتی هم نباشه:))
آره واقعا من خیلی ناراحت میشم وقتی میبینم هیون انقدر ناراحته...دلم میخواست عین قبلناش بازم قشنگ میخندید...به قول تو از اون لبخندهای فرشته گون;)))
امیدوارم دوباره مثل اولش بشه.
من بیشتر دلم میخواد هیون زودتر ازدواج کنه تا جونگ مین براش بهتره به نظرم:)))
Suzan

نچچچچچچچچ....درسته.میدونی یه جورایی ترجمه این جملست:your friends girl
اگه دقت کنی بین دوتا عاشق به دوس دختر پسره میگن دختر خالی...اینجوری دیگه.
حالا قابل تشریح نیست ^^
کی؟فنه یا جانگ گیوم سوک؟
نچچچچچچچ..فنا بدن ذوق کنن بهتره
اصلا من میگم همین فردا اینا همه برن عروسی کنن
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 03:48 ق.ظ
عاشق لیدریم خیلی قشنگ بازی کرد
کلا بازیگریشم همه سریالاش پر طرفدار میشن
والله بایدم از هیتلر بترسه
Suzan

فیلماش محشرن...من بازییشو دوست دارم
اصلا خودشم دوس دارم
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 11:33 ب.ظ
پس الان خون من حلال شده سانیا جان !
چون بچه ها گفتن افسرده س..من زدم مریضشم کردم !!
Suzan

نه مریض هم میگفتن :))
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 11:13 ب.ظ
بچه ها یه بار دیگه از افسرده شدن و این چیزا حرف بزنید میزنمتون هاااااا
هر دفه اینا رو میشنوم تا دو روز توفکرممن هیون پرانرژی قدیمو میخوام
Suzan

همینی که سانیا گفت
:(
نیستش دیگه
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 11:11 ب.ظ
سوزان !!
یعنی من میام تو وبت داستانم 180 درجه که سهله 280 درجه تغییر میکنه !!

آره هیون خیلی غمگینه ! من یه حدسی از روی حرفاش می زنم که نمیدونم بگم یا نه ؟!
هیون به نظرم مریض شده ! منظورم افسردگی نیستا !!
به نظرم مریضی جسمی خاصی گرفته و واسه همین اینقدر افسرده شده..یادم نیست انگار تو همون کنسرتش بود که گریه کرده بود ، گفتش که قدر جوونیتونو بدونین !

خو آخه یعنی چی ؟ تو که هنوز جوونی ؟ چرا با گریه آخه ؟

آیا هیون مریضه سوزی ؟ تو چه حدسی می زنی ؟

اوووف ! کم کم خل میشم با این اوصاف !
Suzan

:))))
چرااااااااااااااا؟؟مثلا چطوری؟
والا منم اینو از بچه ها شنیدم ولی این بشر که سالم بود...حالش خوب بود یهویی اینجوری شد
آخه چه مریضی ای که اینقدر سریع خودشو نشون بده؟فکرنکنم...بیشتر افسرده میزنه
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 10:24 ب.ظ
هیون واقعا هیچیش شبیه 5 ساله پیشش نیست
فقط جای زخم زیر چشمش مونده
خیلی تغییر کرده
کاملا افسرده شده همینطور جونگ مین
بیچاره ها
تنک یوسوزی
Suzan

کدومشون شکل 5 سال پیشه؟
هیون حتی رفتارهاشم تغییر کرده.دیگه اون خنده های معروفش رو نداره
:((
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 08:08 ب.ظ
vaaaaaaay ras migi....be in migan fan
Suzan

بهله
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 02:45 ب.ظ
vayyyyy..man kyu ro kheyliiii doos daram//////aaaaaaaaaaaa
Suzan

منم دوسش دارم
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 02:35 ب.ظ
in jaryan setare chie
Suzan

یه فن ستاره خریده به اسم هیون:)
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 02:20 ب.ظ
vaaaay bavaram nemishe'''manh ghablan vase hyun mimordam vali alan asslann....faghat kyu ro midoooostam
Suzan

من عاشق 5تاشونم
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 02:13 ب.ظ
oh oh bebin joongi cheghad tarsnake ke hyun azash mitarse....
Suzan

:))))))))
حالا خود هیون هم ترسناکه ها
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 11:46 ق.ظ
اومو جدا برا هیون ستاره خریدن خیلییییییییی باحاله؟!! اول نفهمیدم من ولی خیلی باحاله تا باشه از این فن ها:دی
ولی هیون واقعا الان خیلی غمگینه چهرش یه جوری گرفته است هی
Suzan

فنه دیگه.
هیون اصلا داغون شده.نمیدونم چشه
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 11:50 ب.ظ
من بعد 1سال دیروز داشتم همین سکانس سریالو میدیدم.ینی از کل سریال همین ی سکانسو دیدم!
این یعنی من با چه کسی تله پاتی دارم؟
1.سوزان. 2.هیون. 3.مجری. 4.جونگ مین! (این اخری ربطی نداشت چون دوس داشتم گفتم!!!)
Suzan

عاشق این سکانسم.:(
با هیون:))))))
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 11:38 ب.ظ
آخییییییی بنظرمنم اون صحنه ی سختی میومد...بیچاره هیونم تو اون سرماااااا زیربارون...الهی

جووووونم تکیه به خود...به به خوشم اومد...عشق منه هااااا...ککک

وااااااای جونگمین بایدخیلی ترسناک باشه....
Suzan

:((
فقط خوبیش این بود نیازی به گریه نداشت
عشقت خیلی عشقه
هیون خودش ترسناک تره :دی
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 10:48 ب.ظ
جونگمین ترسناکه؟
عجب بابا...
فکر کنم هیون کلا خوشش نمیادمدیون کسی باشه!!!
تو پسران برتر از گل من دوست داشتم گردن هیونو بشکنماخه همش دختره رو کول میکرد!آخه عزیز من مگه تو حمالی؟؟؟(دور از جون البته)بعدشم خیلی بنظر خونسرد میومد تو پسران فراتر از گل...منم از ادمای خونسرد متنفرم...
Suzan

راست میگه.ترسناکه...ولی هیون خودش ترسناک تره.قیافه عصبانیش ادمو سنگکوب میکنه
دخیخا
من جیهو دوست داشتم...اما هیون خودمون رو بیشتر دوست دارم
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 10:22 ب.ظ
الان خیلییی غم زدست....همش گریه میکنه...افسرده شده....!!!!

دیدی ی فنه برای هیون ستاره خریده؟؟]تعجب[
الان اینو هیون چجوری می خواد رد کنه¿¿¿¿¿¿
.
.
.
ترسناکم عمته...
با هیون بودمااا....¡¡¡
Suzan

آره.دیدی چطوری شده؟
والا ملت پولدارن.میدونی هر ستاره قیمتش چنده؟؟؟خوشبحال هیون.
فکرکن.چندین سال دیگه تو کتابای مدرسه میخونن ستاره شماره مثلا 501 با نام کیم هیون جونگ

:))))))))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :