تبلیغات
دبل اس 501 - 8th June memory
 
دبل اس 501
 
 
شنبه 18 خرداد 1392 :: نویسنده : Suzan
سلام به همگی... این پست به مناسبت هشتمین سالگرد گروهه.
داستان نیست...خودمم نمیدونم چیه خودتون برید ادامه ببینید چیه



SS501 FIGHTING
با اهنگ Never again‌بخونین
ون به آرومی پشت ماشین مشکی رنگ توقف کرد، مثل همیشه جونگ مین اولین نفر از صندلی جلو پیاده شد، با وجود 19 سال سن هنوز مثل بچه ها ذوق صندلی جلو رو داشت، بجای چهره پراسترس و نگران،لبخند شاد و پرنشاط همیشگیش رو تحویل دوربین داده با ذوق سلام کرد و جیغ کوتاهی کشید. این همه هیجان و ریلکسیش هرکسی رو به جنبش در میاورد.

با باز شدن در اول یونگ سنگ بدون توجه به نونای کوردیناتور به سرعت از ماشین پیاده شد،با وجود سلام پرانرژیش ولی میشد استرس رو تو چهرش خوند و اینو فرارکردنش از دوربین به خوبی ثابت میکرد.

بااین وجود همه چیز عادی به نظر میرسید،هیونگ جون مثل همیشه با رفتارای بچه گونه و دوستانش شیطنت میکرد؛ لیدر یه سلام زورکی داد و فرار کرد و کیوجونگ که ظاهرا هنوز یادنگرفته چطور از ون خارج بشه به یه سلام کوتاه اکتفا کرد.

بین هر 5 تا جونگ مین از همه عجیب تر میزد،شیطنت و لبخند بدون ذره ای استرس. خودش هم از این همه اعتماد به نفسش شکه بود و گفت: من واقعا هیچ احساسی ندارم واسه همین به خودم شک کردم.

کمی اونطرف تر ، هیونگ جون و کیوجونگ و هیون جونگ که ظاهرا کمی نگران به نظر میرسیدن مشغول تمرین کردن بودن.

اولین آهنگ...اولین استیج...اولین اجرا در مقابل جمع. هرگز اولین اجرا در مقابل دیگران آسون نبوده و نیست... مهم نیست چیکار میکنی،مهم نیست بهترین چیزو ارائه بدی، در نهایت همه چیز برای دیگران خصوصا سونبه هایی که درحال تماشای اجرات هستن عجیب و غیرعادی به نظر میرسه.

هیونگ جون واقعا نگران به نظر میرسید،خودش میگفت که به محض رسیدن به اونجا استرس گرفته ، حق داشت... به عنوان بیبی گروه باید حتی تلاششم بیشتر میکرد... ولی هیون جونگ واقعا ریلکس به نظر میرسید که کاملا با شخصیت چهاربعدی و خنده دارش مطابقت میکرد.برعکس بقیه تمام شب رو به راحتی خوابیده و حتی خواب دیده بود که فن های زیادی تشویقشون میکنن و اجرای اون روز عالی پیش میره... باور داشت وقتی خیلی زیاد تمرین کرده بودن دیگه استرس معنایی پیدا نمیکرد.

در مقابل کیوجونگ که سعی میکرد به جیغ جیغ ها و اداهای جونگ در کنارش بی توجه باشه درحالیکه چشماش پرازاسترس بود از خواب شب گذشتش گفت... که اشتباه میکنه و منیجر اون رو به باد سرزنش میگیره...

یونگ سنگ پف زیر چشماش نشون میداد که شب گذشته رو خوابش نبرده و به نظرش تنها دلیلی که هیون جونگ راحت به خواب رفته بود نه ریلکس بودن بلکه عادتش در خوابیدنه که تحت هر شرایطی اگه سرش رو روی بالش بذاره به راحتی به خواب عمیقی میره.

با فرمان منیجر همه به سمت سالن اصلیس به راه افتادن،پشت در آسانسور مسخره بازی های هیون جونگ و جونگ مین شروع شد، خودشون آهنگشون رو مسخره میکردن و ادای منیجرای گروه رو در میاوردن... نشاط و روحیشون حتی از گروه های کهنه کار هم بهتر و بالاتر بود.تعجبی نداشت دی اس پی از همون لحظه اول اینقدر روشون سرمایه گذاری میکرد و بهشون امید داشت.

جونگ مین که از اعتماد به نفس زیادش خسته بود با خنده به دوربین گفت:این خودش یه مشکله.باید اشتباه کنیم وسرزنش شیم تا بتونیم یاد بگیریم.حتی باید احساس شرمندگی هم بکنیم.

بالاخره وارد اتاق گریم شدن،یونگ سنگ روی صندلی نشسته و همزمان سه تا کار انجام میداد،میکاپ... تمرین آهنگ... نگاه کردن توی آینه... تو اوج استرس لپ هاش از همیشه هم بیشتر بیرون زده و قیافه بچه گونه و بانمکی بهش میداد طوری که هرکسی اگه رفتارشون رو نمیدید اون رو با بیبی گروه اشتباه میگرفت.

هیونگ جون هم به محض رسیدن به آینه تمام استرسش رو فراموش کردم وبا نونا کوردیناتور درمورد پوستش صحبت میکرد.

هیون جونگ هم با وجود لیدر بودن مورد ظلم یکی دیگه از نوناها قرار گرفته و مجبور بود یکی یکی دستمال هایی که نونا بهش میگفت رو تا کنه.

هنوز کاراشون کامل تموم نشده که منیجر دوباره ازشون خواست دنبالش برن و اونا هم بی توجه به اعتراضای هیونگ جون که باید براش صبرکنن از اتاق خارج شدن و هیونگ جون هم که حسابی هل کرده بود میخواست دنبالشون بدوه که محکم پاش رو توی صندلیش کوبید.

با رسیدنشون به محل اجرا هیون جونگ از بالا نگاهی به پایین انداخت،بالاخره میشد رگه های استرس رو توی چهرش دید،دیدن استیج دایره ای وقتی تنها روی صحنه مربع رنگ تمرین کرده بودن کمی نگرانش کرده بود... برای کسایی که تاحالا هیچ اجرایی نداشتن چنین تغییراتی واقعا سخت به نظر میرسید.

بااینکه میخواست بیشتر از احساساتش بگه اما با آویزون شدن یونگ از میله های کنار ناچارا حرفش رو قطع کرد،بازوی یونگ رو کشید و با مظلومیت گفت:نباید بیفتی.میدونی چی میشه اگه قبل از دیبوت بمیری؟

بالاخره سوار آسانسور شدن و به طبقه اصلی رفتن، مربی آوازشون جلوی درها به انتظارشون ایستاده بود،میشد لبخند و خوشحالیشون رو از دیدن اون زن مهربون دید... جونگ مین که بلافاصله با جیغ کلمه "سارانگهه" رو به زبون آورد.هرچند مثل هیونگ جون خودش رو توی بغلش ننداخت.

تمام افرادی که به نوعی درگیر گروه شده بودن برای حمایت و روحیه دادن به این 5 تا پسر جوون اونجا جمع شده و با وجود نگرانی هاشون از اینکه آیا این گروه میتونه کارش رو درست انجام بده؟ تنها لبخند میزدن و سعی میکردن استرسشون رو کم کنن... حتی یکی از دوستان هیون جونگ که یه خواننده قدیمی محسوب میشد هم با لبخندش سعی داشت بهشون اطمینان بده. و خدا میدونه که همین نشونه های کوچیک چقدر قلب این نوجوون هارو گرم میکرد.

حتی گروهی از فن ها با بادکنک های سبز پشت میله ها ایستاده و حمایتشون میکردن...برای گروهی که هنوز رسما کارشون شروع نشده بود داشتن چنین فن هایی واقعا یه موفقیت محسوب میشد.

یونگ سنگ که معمولا با فیملبردار گرم میگرفت و اعتراض بققیه رو بخاطر علاقه فیلمبردار بهش به همراه میاورد، اون لحظه خیلی ساکت و آروم یه گوشه نشسته و حتی کلمات در ذهنش گم شده و در پاش رو فراموش کرده بود.

در نهایت نوبت به اولین تمرین گروه اونها رسید،منیجر کنارشون ایستاده و سعی داشت آخرین توصیه هارو بهشون بکنه.

هیون جونگ خم شد و زانوبندی که بخاطر اسیب زانوش بسته بود رو بیرون اورد،تااون زمان هیچ اعتراضی از درد پاش نداشت و میخواست پابه پای بقیه جلو بره.

وقتی منیجر میکروفون رو به دستشون داد همشون هیجان زده به نظر میرسیدن، جونگ مین با شیطنت اندازش میگرفت و هر 5تا مسخره بازی در میاوردن...

با اعلام پی دی بالاخره روی استیج ایستادن،بااینکه این تنها یه تمرین محسوب میشد اما میتونستن،قدرت،خوشحالی،استرس و تمام احساسات دنیا رو در اون لحظه باهم تجربه کنن. تهیه کننده که میدونست اونا یه گروه تازه کارن کمی نگران به نظر میرسید و خودش روی کارهاشون نظارت میکرد. با چرخیدن استیج و حرکتش به سمت حضار فن ها و افرادی که حضور داشتن شروع به جیغ کشیدن کردن.

اولین اهنگ به آرومی شروع شد... اوری تینگ.. یه ریتم ملایم و رقص آروم... تمام افراد حاضر،چه فن ها و چه غیرفن ها با کنجکاوی به اجراشون نگاه میکردن... کارگردان..مربی اواز...منیجرها... لبخند و رضایت چهرشون میتونست نشون بده صدای لطیف و آهنگ زیباشون تونسته نظرهارو با اولین تمرین جلب کنه ... با تموم شدن آهنگ جونگ مین بی محابا شروع به باد زدن خودش کرد...هنوز به رقصیدن روی استیج توی اون هوای گرم عادت نکرده بود.

با وجود اینکه از استرس دلشون میخواست لحظه ای رو پایین استیج باشن اما منیجر بیتشر نگهشون داشت تا برای آهنگ بعدی راهنماییشون کنه.

یونگ سنگ از استرس خندش گرفته و لرزش دست هاش رو با چرخوندن میکروفون توی دستاش کنترل میکرد و حتی وقتی هم از استیج پایین اومد با تکرار مکرر کلمه"میلرزه" مدام به بقیه موج منفی وارد میکرد و خودش میخندید.

جونگ مین هم ظاهرا از اشتباهاتی که در رقص مرتکب شده بود خوشحال به نظر میرسید... ظاهرا هنوز اعتقادش مبنی بر لزوم مرتکب اشتباه شدن رو فراموش نکرده بود.

هیون جونگ هم بخاطر آهنگ بعد که رقص قدی ای به نظر میرسید نگران بود...درد زانوش شدید تر شده و حرکاتش رو محدود میکرد ولی همچنان روی استیج ایستاده و سعی در ارائه بهترین کارهاش داشت.

اجرای بعد‌آهنگ اصلی آلبوم بود...وارنینگ... یه ریتم تند با یه رقص پرقدرت.. برای کسایی که تابحال چنین تجربه هایی نداشتن یه آهنگ پرانرژی و خسته کننده بودبه طوری با پایان آهنگ چهره هاشون سرخ و خسته به نظر میرسید. نگاهاشون درمونده و نفسشون بند اومده بود و نوناها سعی داشتن بتونن ذره ای حالشون رو بهتر کنن.

هیون جونگ حتی توانایی ایستادن روی پاهاش رو نداشت،موهاش اشفته و به سختی نفس میکشید.

بااین وجود هر 5 نفر برای بهترکردن کاراشون مشغول تماشای ویدئوی تمرین و گوش دادن به توصیه های منیجر شدن... چیزایی از قبیل توجه به دوربین درحال ضبط،مکان ایستادنشون و تاثیراتی که هر یک نفر میتونه روی باقی اعضا بذاره.

جونگ مین بالاخره احساس نگرانی و استرس بهش دست داد، و حس میکرد تنها کسیه که اشتباهات زیادی مرتکب شده و ممکنه باعث پایین اومدن کار بقیه به،بیخبر از اینکه هر چهارنفر دیگه یه گوشه با فرد کنارشون از اشتباهاتشون صحبت میکردن...مثل نچرخیدن،درست روی زمین ننشستن،جابجایی به موقع و...

با وجود تمام خستگی به اجبار برای تمرین دوم رفتن،به عنوان یه گروه تازه کار اجازه تمرین بیشتری رو داشتن...راضیتر و با اعتماد به نفس تر به نظر میرسیدن و به وضوح کارشون پیشرفت قابل توجهی داشت.

توی جمعیت فن ها میشد مادر کیوجونگ و یونگ سنگ رو که هردوباهم برای تشویق و حمایت پسرهاشون اومده بودن دید،احساس غرور و خوشحالی از توی چشمای هردو هویدا بود.

...............................

هوا تقریبا رو به تاریکی میرفت،بالاخره زمان اجرای اصلی رسیده بود...پایان این اجرا برابر بود با شناخته شدنشون به عنوان خواننده ... منیجر که نمیخواست فشاری بهشون بیاره با خنده ازشون خواست که به اجرا به چشم کار یا هرچیزی نگاه نکنن و فقط سعی کنن ازش لذت ببرن...

اعضا واقعا نگران به نظر میرسیدن و سعی داشتن با شیطنت و شوخی لحظه ای حضورشون رو فراموش کنن.. یونگ سنگ و هیونگ جون با خنده ضربان قلب همو چک میکردن... هیون جونگ از یونگ سنگ آویزون میشد وبا وجود استرس خودش سعی در آروم کردن اون داشت.تنها یه کلمه"آروم" باش از زبون لیدر کمی قلبش رو آروم میکرد.

و جونگ مین و کیوجونگ برعکس چنددقیقه قبلشون که لحظه ای دست از شیطنت برنمیداشتن هم با مظلومیت گوشه ای ایستاده و منتظر شروع بودن...

درست مثل تمرین با شروع آهنگ استیج به اروم چرخید و اولین کلمات رو بر زبون اوردن...

Thinking of you…whatever you dooo…

تمام جونشون رو برای اجرا میذاشتن،احساستشون از چهرشون قابل خوندن بود...صدای لطیفشون لبخند رو به لب حضار میاورد و اوج صداشون تحسین اون هارو به همراه داشت.

لطافت صدای یونگ سنگ... صدای آروم با کمی خش هیون جونگ... صدای گرفته ولی دلنشین جونگ مین... آرامبخشی صدای کیوجونگ ... و نرمی و بچگانه بودن صدای هیونگ جون... همه همه مکمل بودن این 5 تارو نشون میداد و حقیقت نام گروه رو به همه ثابت میکرد...

با تموم شدن استیج و رفتنشون به پارکینگ برای تعویض لباس هر 5 تا از اشتباهات شکایت میکردن اما منیجر،مربی اواز،نوناها همه باور داشتن اگر اشتباهی هم بوده با مهارت و صدای گرمشون خیلی خوب پوشیده شده...

با شنید نصداشون از میکروفون تا استیج شروع به دویدن کردن... تهیه کننده که نگرانشون بود خودش شخصا ازشون خواست که مراقب آتیش بازی ها باشن... استرس از صورت همه خونده میشد...بااینکه اوری تینگ آهنگ اول بود ولی وارنینگ بود که سرنوشت این گروه 5 نفره رو مشخص میکرد...اهنگی که اونها رو به طور رسمی به عنوان خواننده به همه معرفی میکرد.

هیون جونگ با وجود نگرانی تا لحظه آخر سعی داشت به عنوان لیدر بقیه اعضا رو آروم کنه... حتی خودش هم نمیفهمید کلماتش چطور بر روح بقیه تاثیر میذاره... تنها بعد از اون بود که یونگ سنگ گفت یه جمله ساده هیون جونگ که " حتی وقتی آتیش بازی هم شد نگران نشید و نترسید" قلبش رو آروم و استرسش رو تا حد زیادی از بین برد.

با شروع آهنگ و به هوا رفتن آتیش هر 5 تا سرشون رو بالا گرفتن... اولین کلمات بر زبون هیونگ جون جاری شد... صداهاشون مناسب با قسمت هایی بود که میخندن، آهنگ پر انرژی و رقص پر قدرت،چهره هایی که به خوبی با ریتم آهنگ همخونی داشتن و تسلطی که میشد توی صداشون حس کرد همه حضار رو به هیجان آورده و صدای جیغ فن ها لحظه ای آروم نمیگرفت.

با تموم شدن آهنگ هر 5 تا به سرعت از استیج پایین اومده وبه پارکینگ رفتن... جو عجیبی بود... جونگ مین که ظاهرا هنوز از اشتباهاتش ناامید بود خودش رو با خنده توی بغل یکی از روسای کمپانی انداخت و اونم تنها بهش میخندید و سعی داشت بهش بفهمونه که واقعا کارش رو خوب انجام داده...

درست لحظه ای که همه به دور هیونگ و جونگ که بخاطر اشتباهات ناراحت بودن جمع شدن، یونگ سنگ  که از بقیه فاصله گرفته بود دستش رو جلوی صورتش گذاشت و مدام پلک میزد... دستش رو جلوی صورتش گرفته وبا فرار از دوربین سعی داشت اشکاش رو پنهان کنه...اشکایی که از خوشحالی توی چشماش جمع شده بودن.... نمیتونست باور کنه همه چیز تموم شده و فکر پدر مادرش لحظه ای فکرش رو رها نمیکرد.

جونگ که از شنیدن خبر گریه یونگ متعجب شده بود با عجله به سمتش دوید...پیش منیجر به دیوار تکیه داده و بی وقفه گریه میکرد... جونگ دستش رو روی شونش گذاشت وپرسید:چرا گریه میکنی؟خوشحالی؟

یونگ که بخاطر بغض و گریه نمیتونست درست صحبت کنه با صدای لرزونی جواب داد:این مثل یه خواب بود و حالا به واقعیت پیوسته.

کیوجونگ هم خودش رو به برادرش رسوند و درحالیکه با خنده دستش رو گرفته بود گفت:خوشحالی؟منم خوشحالم.

هیون جونگ که تنهایی توی پارکینگ پرسه میزد با شنیدن خبر گریه یونگ سنگ با ناراحتی گفت:دوست ندارم گریه کسی رو ببینم.

اما بااین وجود لحظه ای خودش رو به یونگ رسوند و درست وقتی که از کنارش رفت میشد اشک رو توی چشمای خودش هم دید...دستش رو دور گردنش گذاشته و چهرش از بغض درهم رفته بود...

جونگ مین هم با گفتن این جمله که"من دیگه یونگ سنگ رو نگاه نمیکنم.داره منم گریه میندازه. " به سرعت با کیوجونگ از اونجا دور شد. و درحالیکه با نوک انگشت اشکایی که بی وقفه پایین میومدن رو پاک میکرد درجواب بقیه فقط یک کلمه میگفت"نمیدونم"

دلش نمیخواست دوربین اشکاش رو نشون بده... خودش رو به سرعت به ون رسوند و سوارش شد... هرچند تو اوج گریه هم فراموش نکرد که صندلی جلو بشبینه.

هیون جونگ هم گریه هاش بیشتر و بیشتر شدت میگرفت و تلاش مربی و نوناها برای‌اروم کردنش هیچ فایده ای نداشت.

یونگ سنگ هم هنوز کنار منیجر ایستاده و همزمان هم خودش رو باد میزد و هم گریه میکرد. منیجر که از گریه اون دلش میخواست خودشم گریه کنه پرسید:آرزوهات به حقیقت پیوست.مگه نه؟ خب دیگه پس از فردا باید بیشتر تلاش کنی.

به آرومی بغلش کرد، ولی هیچ چیزی نمیتونست اشکای این نوجوون رو بند بیاره..ا.شکایی که از خوشحالی زیاد و ناباوری اتفاقی که افتاده بود لحظه ای رهاش نمیکردن.

هیونگ جون که اشکاش رو نگه داشته و میخندید، هم سعی داشت هیونگشو(برادر) آروم کنه.... هرچهار نفر ته پارکینگ کنار هم ایستاده بودن،اشکای هیون و یونگ دیگه به اوج خودش رسیده حرفای کیو و هیونگ آرومشون نمیکرد...

کمی بعد یونگ که بخاطر گریه های زیاد خون دماغ شده بود به سمت ماشین برگشت، نونا سعی داشت کمکش کنه...خودش هم از وضعیت خودش خندش گرفته بود... اشک و خون رهاش نمیکردن.

یکی از مسئولا که میخواست کمی بخندونتش پرسید:نکنه موقع گریه کردن دماغت رو کندی؟

با صدای منیجر به اجبار به سمت ون رفتن تا بازهم به حرفاش گوش بدن،چه باور میکردن یا نه...اون روز رسیده و اون ها الان یه خواننده بودن...

اون روز با همه اشک ها و خنده ها،استرس ها واحساسات مختلف به پایان رسید... ولی هیچ کس نمیتونه 8 ژوئن 2005 ، اون استیج کوچیک اما پرحرارت موزیک تانک رو فراموش کنه.استیجی که 5 ستاره ی مارو متولد کرد و راهی برای دبل اس 501 باز کرد... هیج کس نمیتونه آهنگ وارنینگ رو فراموش کنه...اهنگی که توش خلوص،نشاط و روحیه ی 5 تا نوجوون رو میشده احساس کرد...

امروز 8 سال از اون روز میگذره... درست 8 سال پیش بود که این اشک ها جاری شدن اما هیچ وقت هیچ کس نمیتونه اونها رو به فراموشی بسپاره... مهم نیست این گروه الان در کجا هستن... یا اینکه هر عضو فعالیت جداگونه ای داره...مهم اینه که اونها همیشه...تاابد... 5 روح در یک بدن هستند.

و این جمله هیونگ جون در زمان کنسرت آخر رو فراموش نخواهیم کرد که گفت:

For 5 years….10 years…50 years… our tears would not change

و این جمله لیدر رو بخاطر بسپارید و بهش اعتماد کنید زمانی که سال 2011 وقتی تو اوج ایستاده بود جلو همه ایستاد و درحالیکه جایزه برترین خواننده سولو توی دستاش بود گفت: من در آینده بیشتر تلاش میکنم تا بتونم گروهم رو کنار هم برگردونم.





نوع مطلب : Suzan، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 16 آذر 1397 01:16 ق.ظ

Nicely put. With thanks.
cialis rezeptfrei tadalafilo cialis for bph cialis online nederland generic cialis in vietnam cialis tablets cialis reviews buying cialis on internet buy brand cialis cheap only best offers 100mg cialis
پنجشنبه 15 آذر 1397 05:49 ق.ظ

You actually explained that perfectly!
cialis pas cher paris cost of cialis cvs buy cheap cialis in uk cialis daily new zealand precios cialis peru cialis uk cialis generic availability opinioni cialis generico cialis dosage recommendations cialis without a doctor's prescription
سه شنبه 13 آذر 1397 01:13 ب.ظ

Really all kinds of great information.
look here cialis order on line cialis 20 mg cut in half cialis generic cialis 5 mg cialis with 2 days delivery prices on cialis 10 mg buy cialis uk no prescription cialis pills get cheap cialis how does cialis work
دوشنبه 12 آذر 1397 01:25 ق.ظ

Many thanks! I like this.
generic cialis in vietnam cialis 20 mg cuanto cuesta cialis yaho ou acheter du cialis pas cher generic cialis cialis kaufen wo acheter du cialis a geneve if a woman takes a mans cialis pastillas cialis y alcoho cialis generic
یکشنبه 11 آذر 1397 01:15 ق.ظ

Superb write ups. Kudos.
cialis pills price each viagra vs cialis vs levitra cialis australia org cialis billig deutschland cialis online cialis 20 mg effectiveness cialis 5mg billiger cialis canada tadalafil generic cialis levitra
شنبه 10 آذر 1397 12:10 ب.ظ

Seriously many of beneficial facts.
precios de cialis generico interactions for cialis comprar cialis navarr canada discount drugs cialis cialis kaufen wo cialis generico cialis with 2 days delivery cialis tadalafil cialis 5 mg buy miglior cialis generico
جمعه 9 آذر 1397 01:41 ق.ظ

Nicely put. Thanks.
buying cialis overnight cialis 100mg suppliers cialis tadalafil cialis herbs cialis online nederland prezzo cialis a buon mercato we choice cialis uk we like it safe cheap cialis precios cialis peru we choice free trial of cialis
پنجشنبه 8 آذر 1397 02:20 ب.ظ

You have made your position very well..
effetti del cialis cialis efficacit cialis 20 mg effectiveness cialis 5 mg buy only best offers cialis use prezzo cialis a buon mercato venta de cialis canada the best choice cialis woman cialis 20 mg cut in half cialis generico in farmacia
پنجشنبه 8 آذر 1397 02:05 ق.ظ

Awesome posts, Thanks a lot!
buy cialis uk no prescription cialis online napol walgreens price for cialis cialis dosage amounts order generic cialis online preis cialis 20mg schweiz online prescriptions cialis cialis 100 mg 30 tablet buy cialis uk no prescription cialis 20 mg
پنجشنبه 19 مهر 1397 07:13 ق.ظ

Amazing quite a lot of great information.
buy levitra levitra prices buy levitra 10mg buy levitra 20 mg cheap 20mg levitra levitra 10 mg prezzo buy levitra buy levitra 20 mg cheap 20mg levitra levitra 20mg
سه شنبه 10 مهر 1397 05:04 ق.ظ

Awesome write ups. With thanks!
cialis from canada cialis 20mg viagra vs cialis discount cialis generic cialis pro buy cialis online miglior cialis generico cialis pills in singapore buy cialis uk no prescription only best offers 100mg cialis
یکشنبه 8 مهر 1397 02:35 ق.ظ

Nicely put, Many thanks.
buying cialis on internet acquistare cialis internet order generic cialis online trusted tabled cialis softabs purchase once a day cialis cialis 20 mg cut in half cialis prices cialis canadian drugs cialis 20 mg cost how do cialis pills work
شنبه 31 شهریور 1397 04:57 ب.ظ

You said this wonderfully!
viagra canadiense trust pharmacy of canada canada pharmacies online prescriptions most reliable canadian pharmacies top rated canadian pharmacies online trust pharmacy canadian canadian pharmacy no prescription buy viagra online usa global pharmacy canada buy viagra 25mg
چهارشنبه 28 شهریور 1397 06:34 ب.ظ

Info effectively taken!!
cialis patentablauf in deutschland cialis pills in singapore buying cialis in colombia viagra vs cialis vs levitra cialis 5mg billiger cialis et insomni cialis lowest price price cialis per pill online cialis cialis ahumada
سه شنبه 13 شهریور 1397 07:33 ب.ظ

Cheers! Good information!
drugstore online india online canadian pharmacies canada drug drugs for sale in mexico canadian rx canadian pharmacies that are legit northwest pharmacy canada canadian pharmacy aarp recommended canadian online pharmacies canadian pharmacy online 24
سه شنبه 13 شهریور 1397 03:58 ق.ظ

With thanks! Quite a lot of knowledge.

where can i buy cheap viagra online get a prescription online for viagra pharmacies how can you buy viagra online viagra buy buy viagra online canadian pharmacy buy cheap viagra canada buy viagra online discount viagra cheap no prescription where to buy viagra in stores
دوشنبه 12 شهریور 1397 01:50 ق.ظ

Terrific info. Thank you!
ou acheter du cialis pas cher click now buy cialis brand sublingual cialis online cialis patentablauf in deutschland cialis 20 mg cialis diario compra cialis generico milano only now cialis for sale in us viagra vs cialis vs levitra when can i take another cialis
یکشنبه 11 شهریور 1397 12:45 ب.ظ

Many thanks, I like it!
cialis tadalafil online cilas tadalafil 5mg miglior cialis generico buy generic cialis buying cialis overnight cialis generique 5 mg opinioni cialis generico estudios de cialis genricos cialis generisches kanada
سه شنبه 23 مرداد 1397 03:18 ق.ظ

Nicely put, With thanks.
buy viagra alternative cheap viagra online uk online buy viagra viagra pharmacy viagra viagra online buying viagra without prescription how to buy generic viagra where can i purchase viagra buy generic viagra no prescription can you buy viagra at cvs
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 04:44 ق.ظ

Wow lots of superb data.
get viagra rx sildenafil buy viagra for men cheap viagra uk safe buy viagra online buy sildenafil online cheap buying viagra in china viagra order uk online viagra prescription buy viagra online with a prescription
جمعه 17 فروردین 1397 08:23 ب.ظ

Very good info, Thank you!
il cialis quanto costa tadalafil cialis generic availability 200 cialis coupon cialis en mexico precio buying brand cialis online acquistare cialis internet viagra vs cialis vs levitra achat cialis en itali sublingual cialis online
جمعه 3 فروردین 1397 04:59 ب.ظ

Thanks. Lots of information.

click here to buy cialis generic cialis pill online cialis prezzo al pubblico cialis cost cialis price thailand cialis prezzo in linea basso generic cialis levitra buy cialis sample pack tadalafil tablets cialis for sale
یکشنبه 27 اسفند 1396 11:52 ب.ظ

Incredible many of very good advice.
brand cialis generic generico cialis mexico 5 mg cialis coupon printable tadalafil 40 mg cialis what if i take cialis official site get cheap cialis cialis coupon cialis patent expiration does cialis cause gout
پنجشنبه 9 شهریور 1396 05:12 ب.ظ
When someone writes an post he/she keeps the image of a user in his/her mind that how a user can know it.
Thus that's why this article is outstdanding. Thanks!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:25 ق.ظ
Nice post. I learn something new and challenging on sites I stumbleupon everyday.

It's always useful to read articles from other authors and practice something from their
web sites.
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:22 ب.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This paragraph posted at this web site is truly pleasant.
پنجشنبه 14 شهریور 1392 05:51 ب.ظ
az unjaii ke in ax hamiiiishe jelo cheshame va motaghedam ziiiiba tarin axe leadere bazam nazar mizaram.....leaderiiiiiiiii
baghiye axash ba in model moo bade vali in aslan....
akharin axe post samte chap....manzoorame
Suzan

اونجا کوچیکه خوشگل شده :دی
یکشنبه 23 تیر 1392 02:44 ب.ظ
خیلی سایت خوشتلی داری ولی حیف خیلی وقت ندارم بشینم همروبخونم ولی خیلی خوب بودKisssssssssssssss
Suzan

کم کم بخونشون عزیزم ^^
بوووووووس
چهارشنبه 12 تیر 1392 04:22 ق.ظ
دقیقا الان منو سکته ی قلبی دادی...فردا میتونید برا تشییع جنازه تشریف بیاریدای خدا مگه چی میشه اینا برگردن اااااااه خسته شدم...
چهارشنبه 12 تیر 1392 04:22 ق.ظ
دقیقا الان منو سکته ی قلبی دادی...فردا میتونید برا تشییع جنازه تشریف بیاریدای خدا مگه چی میشه اینا برگردن اااااااه خسته شدم...
Suzan

آدرس بده بیام :دی
هییییی نمیدونم :(
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :