تبلیغات
دبل اس 501 - SS501 FANS Magazine
 
دبل اس 501
 
 
یکشنبه 19 خرداد 1392 :: نویسنده : Suzan
سلام بر دوستان
اینم یه سری حقایقه که در مصاحبه پسرا با مجله فن ها گفته شده
سوال اول اینطور بود: دبل اس از چه دختری خوششون میاد؟
هیونگ جون اول از همه جواب داد"یه دختر تایوانی"  (پست قبل رو که یادتونه؟)
ولی جونگ گفت:دروغ میگه
ولی هیون و کیو و یونگ با هیونگ موافقت کردن و گفتن:بله دخترای تایوانی عاین و ما این رو به محض ورودمون متوجه شدیم.
ولی جونگ باز گفت"من کسی بود که دخترای تایوانی رو بیشتر از همه دوست داشت"
و بعد به انگلیسی هم گفت"من تایوانو دوست دارم"

یونگ سنگ و کیوجونگ هم از دخترای بافضلیت خوششون میومد.
بعد از اون هر 5 تا زدن تو سروکله هم و در نهایت هیون جونگ به کمک خبرنگار اومد و همه رو به موضوع اصلی برگردوند و گفت:دخترایی که برام مثل یه دوست باشن رو من دوست دارم.

یونگ گفت:دختری که من دوست دارم باید مسلما یه آشپز خوب باشه و تمیز کردنو بلد باشه.(منه چند روز اخیر رو میگه)

کیوجونگ هم گفت:دخترایی رو که بتونن خوب آشپزی کنن.و البته دختری که بتونه با خانوادم خوب رفتار کنه

خبرنگار میخواست سوال بعد رو بپرسه که یهو جونگ شروع به صحبت کرد و با یه حالت جدی گفت گفت:من دختری رو دوست دارم که پوست تیره داشته باشه،با اعتماد به نفس باشه و همیشه موهاش رو درست کنه.و اینکه طلایی توی کره یه مقدار از مد افتادستت برای همین اگه دختری چنین رنگی رو انتخاب کنه پس واقعا شحاعه و من دخترای شجاعو تحسین میکنم.به علاوه دخترایی رو که شلوار جین میپوشن رو دوست دارم.و در آخر خوشم میاد یه دختر جذابیتش رو با پوشیدن لباس زرد نشون بده.
باتموم شدن حرف جونگ همه افراد حاضر از خنده دیگه میپکن و نگاهشون به خبرنگار بود که دقیقا همون مشخصاتی رو داشت که جونگ مین میگفت.
خبرنگار  هم کم نیاورد و گفت:خب از اونجایی که تو به من اعتراف کردی پس امشب باهام بیا خونه (همه کاملا منفجر میشن) نظرت چیه؟اوه پیشرفت خیلی سریعه انگار... باهام ازدواج میکنی؟و بعد راز اعضای دیگه رو برام فاش کنی؟

...................................................
سوال بعد درمورد خاطره انگیز ترین چیز از زمان دیبوتشون بود:
هیون جونگ:وقتی که جایزه بهترین تازه وارد کره رو چندسال پیش دریافت کردیم.من اون زمان اونقدر خوشحال شدم و حس کردم که توجه بقیه رو تونستیم جلب کنیم.
کیو:زمان اولین استیجمون.و زمانی که دیدم نام گروهمون برای اولین بار همه جا ظاهر شده.اینا برام خاطره انگیزهو خاطره استرسم قبل از اولین حضور در تایوان فراموش نشددنیه.
هیونگ:صدمین روز تاسیس گروه واقعا خاطره انگیزه

................................................
 هیون جونگ: من فکر میکنم یونگ سنگ از هممون 4D تر باشه.یه بار رفتم خونشو  ما داشتیم از چیزای احساسی صحبت میکردیم،اون زیادی احساسی شد و شمع روشن کرد.بعد یادش رفت خاموشش کنه و خونش کاملا سوخت.هاهاهاها
-----------------------------------------------
یونگ سنگ:هردفعه میریم به کمپانی با ماشین ، جونگ مین دوست داره رو صندلی جلو بشینه.یه بار هم دیدمش که ماشین کمپانی رو جلوش دید و شروع به دویدن به طرفش کرد.واقعا نفهمیدم میخواست چیکار بکنه :-0
جونگ هم گفت:فقط اون لحظه حس کردم میتونم از ماشین سریعتر بدوم

---------------------------------------------
جونگ مین:هر دفعه میریم حمام،هیونگ جون همیشه لباس زیرش تنشه.واقعا نمیفهمم چه رازی در این بشر نهفتست. (اینم راز بود برادر من؟نیاز به بیان داشت؟)
-------------------------------------------

هیونگ جون:یه بار بود که میخواستم جونگ مین رو بیدار کنم اما دیدمش که ناپدید شده.در حقیقت اون زیر پتو پنهان شده و غذا میخورد.
جونگ هم دلیل کارش رو اینطور توضیح داد:زیر پتو غذا خوردن خیلی راحت و دنجه

----------------------------------------------

یکی از سوال ها درمورد این بود که دوست دارن روز تعطیل چیکار کنن.
اول از همه هیون یه آه دردناک میکشه و میگه:روز تعطیل؟هیچ روز تعطیلی برای لیدر وجود نداره. (عمم رفت هنگ کنگ؟)
جونگ گفت:اگه یه روز تعطیل باشه میرم و ازدواج میکنم.(اشاره به صحبت قبل درمورد اینکه خبرنگار در مقابل شوخی جونگ گفت بیا و باهام ازدواج کن)
خبرنگار هم که نمیخواست به جونگ ببازه از بقیه اعضا پرسید که آیا اونام تو عروسی جونگ شرکت میکنن یانه؟
کیوجونگ قبل از اینکه بحث بیشتر منحرف شه گفت:اگه فرصتی باشه ما دلمون میخواد یه سفر 5 تایی داشته باشیم
هیونگ گفت:دلم میخواد برم عراق و با بقیه اعضا کارای داوطلبانه انجام بدیم.
یونگ هم گفت از تایوان خوشش اومده و دوست داره واسه یه تعطیلات برگرده

---------------------------------------------
هیون جونگ:صداقانه بگم.ما تقریبا هرروز همدیگه رو میبینیم.360 از 365 روز و اگه یه مدت همو نبینیم،بیشتر از اونکه بخوام بگم از همه خسته شدیم میگم که برامون خیلی عجیب هست.چرا که ما 5 تا یکی هستیم.

-------------------------------------------
هیونگ جون قبل از خوانندگی به طور نیمه وقت توی یه مغازه استیک کار میکرده.
که البته جونگ گفت:اون از کار مرتب در میرفت واسه همین اخراج شد.
یهو هیونگ برگشت و با یه نگاه خشن به جونگ نگاه کرد و با همون نگاه بهش اخطار داد. جونگم ریلکس کمرشو نیشگون گرفت


کیوجونگ توی یه رستوران باربیکیو کار میکرده

یونگ سنگ گفت تجربه خاضصی نداشته و فقط یه مدت کوتاه توی یه فروشگاه کار میکرده.

-----------------------------------------
کار یه دختر برای جلب نظر اعضا:
کیو:من از سگا میترسم.پس هر دختری که سگ نیاره برام جذابه (منو میگه)
هیون:یه دختر توی تابستون که روی یه زیرانداز زیر یه درخت انجیر(شایدم شکوفه) نشسته
یونگ:یه دختر که یه کش پلاستیکی تو دهنشه و داره موهاشو میبنده (اینو بعده ها هیون جونگ نمیگفت؟؟؟؟)
جونگ:دختری که مثل من مشتاق و علاقه من به موسیقی باشه
هیونگ:دختری که غذا درست کنه و بهم بده (برو با همون کی بوم عروسی کن)

------------------------------------
رده بندی افرادی که عاشق نگاه کردن خودشون تو آینه هستن:
یونگ سنگ : هیونگ جون ،‌جونگ مین ، من ،‌هیون جونگ ،‌کیو جونگ

رده بندی افرادی که تو تلویزیون و خارج تلویزیون فرق میکنن:
جونگ مین : هیونگ جون ،‌یونگ سنگ ،‌کیوجونگ ،‌هیون جونگ ،‌من
(ولی من میگم:یونگ سنگ،جونگ مین‌، هیون جونگ ، کیوجونگ ،‌هیونگ جون)

رده بندی افرادی که از همه خوشگلترن:
هیونگ جون:من ،‌جونگ مین ، یونگ سنگ ،‌کیوجونگ‌،‌هیون جونگ

اگه هیون جونگ دختر بود به ترتیب با کی عروسی میکرد؟
هیون چونگ: یونگ نگس ،‌کیوجونگ ،‌خودم ،‌جونگ مین ، هیونگ جون (کاملا مستقیم و حقیقت)

..............................

هیون جونگ میگه گاهی چیزای ساده تحت تاثیرم قرار میده.مثلا وقتایی که هوا خیلی گرمه و یکی از اعضا بی هیچ حرفی برام یه نوشیدنی میاره واقعا تحت تاثیر قرار میگیرم.

جونگ مین هم گفت وقتی تو موزیکال گریس بودم و اعضا همشون به ملاقاتم اومدن واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

--------------------------
هیونگ جون درمورد اینکه در کناره نرمند بودن دوست داره چیکارکنه گفت:دوست دارم یه رییس باشم.حس کارک ردن با دیگرانو دوس دارم
یونگ:دوست دارم بیشتر درمورد آهنگسازی یاد بگیرم
هیون جونگ:مسلما من میخوام به عنوان خواننده ادامه بدم ، اما اگه هیونگ جون بخواد رییس بشه من میخوام رییس هیونگ جون باشم که گزارشاتش رو ازش تحویل میگیره
کیو:یه بازیگر بشم
جونگ مین:من همه کارم.همه کار میتونم بکنم.بخونم،رییس باشم...چیزی نیست که نتونم انجام بدم

---------------------
 هیون جونگ مصاحبه رو اینجوری تموم گرد: اینبار به تایوان اومدیم، و از دیدن این همه فن که به پیشوازمون اومده بودن واقعا شگفت زده شدیم.دوست داریم از همه تشکر کنیم.ما هممون خیلی خوشحال شدیم. بع هلاوه جونگ مین هم شانسی پیدا کرد و با خبرنگار مجله دوست شد،امیدوارم هردوشون رابطه خوبی رو داشته باشن و آرزو دارم مدت زیادی رو درکنار هم بمونن.
و همه رو به خنده انداخت


.





نوع مطلب : SS501، Memory، Information، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 07:20 ب.ظ
مرض كرموها كوفت و زهر مار تایوانی ها كجا خوشگل هستن با اون چشماشون و هیكل های سیرسیرك مانندشون ،چشمای خبیث عنكبوتیشون و ناز اشوه های...ج..ده ای شون ای دابل اس ایا وقت ان نرسده چشمای كور شدتون باز بشه ها ها مدیونی اگه ثبتش نكنی نامردی اگه ثبتش نكنی
Suzan

سه شنبه 19 شهریور 1392 07:19 ب.ظ
فقط یکی منو بگیره تا غش نکردم...
واقعا ته خندن این پنج تا...
Suzan

دلم تنگ شده واسه اینکارا
سه شنبه 12 شهریور 1392 03:21 ب.ظ
جونگ مین میکششششششششششششششششششششششمممممممت
Suzan

چیکار بچه داری؟:‌)))
دوشنبه 24 تیر 1392 10:08 ب.ظ
وای این جونگمین و بگم خدا چیکارش نکنه...
Suzan

چرااااااا:))))
چهارشنبه 12 تیر 1392 02:49 ق.ظ
خیلیییییییییییییییییییی با حال بود...اصن بعضی وقتا آدم به عقل اینا شک میکنه مخصوصا اون جونگ مین...
Suzan

:))))
واس خنده خوبن
سه شنبه 11 تیر 1392 02:27 ق.ظ
خیلی باحال بود، ممنون!!!!
Suzan

فدات ^^
جمعه 24 خرداد 1392 01:03 ب.ظ
عالی بود گلم راستی من عداب وجدان دارم یکی از مطالبتو کپی کردم یادم رفت بهت بگم
ببخشیییییییییییییید
جمعه 24 خرداد 1392 01:01 ب.ظ
عالی بود گلم راستی من عداب وجدان دارم یکی از مطالبتو کپی کردم یادم رفت بهت بگم
ببخشیییییییییییییید
Suzan

فدای سرت عزیزم...راحت باش
پنجشنبه 23 خرداد 1392 07:02 ب.ظ
واووووو....
یکیشم گذشت...فقط2تا امتحانم مونده...
یعنی ممکنه؟؟؟؟؟!!!!...
Suzan

خخخخخخ من تموم
بهله ^^
سه شنبه 21 خرداد 1392 01:30 ق.ظ
اونی عالی بود
وبت عالیه
Suzan

نظر لطفته خانمی
سه شنبه 21 خرداد 1392 12:56 ق.ظ
دقیقا چی سرچ کنم تو یوتیوب؟؟؟
Suzan

ss501 fans magazine ENG sub
دوشنبه 20 خرداد 1392 09:06 ب.ظ
سلام سوزان جون دستت درد نکنه جیگر
کلیپ این مصاحبه هستش بذاری یا نیستش؟
Suzan

کلیپ با زیرنویس نه
اما واسه دیدن برو توی یوتیوب و همین عنوان رو توش سرچ کن
دوشنبه 20 خرداد 1392 07:48 ب.ظ
جونگ مین هر جا میره باید یکی رو پیدا کنه حتما؟!:|

وای من از آشپزی متنفرررررررررررررم در این مورد عکس کیوام.
خوشم میاد استاده کیو توی جمع کردن بحث!!
هیون باید با کیو ازدواج کنه!! چرا اول یونگ رو گفت!!
آخه اینا معیاره!! زیر درخت نشسته باشه که چی!! صد رحمت به کیو که میگه با خانوادم خوب برخورد کنه، کش پلاستیکی تو دهنش بهشه!! اینم واقعا عجیبه!!
هیون نمیگفت اینو؟!
که توی آیینه در حال بستن موهاش باشه؟!
Suzan

خوبه دیگه.تنها نمیمونه :)))))))
من شیرینی پزی دوس دارم^^
چون هیون عاشق یونگ سنگه
آقا واس منم عجیبه.فکرکنم اسمارو جابجا زده ^^
دوشنبه 20 خرداد 1392 01:12 ب.ظ
من فررررررررررت...
ایشالا وقتی برگشتن ی مصاحبه توپ داشته باشن ماذوق کنیم...

مرسی
Suzan

انشالله...
منم دلم تنگ شده
دوشنبه 20 خرداد 1392 12:38 ب.ظ
وای خدا چقده جونگ و هیون خنده دارنوالبته خیلی بی پروا
دویدن جونگمین دنبال ماشیندختره مورد علاقه شواینکه همه کاری ازش برمیاد البته واقعا ثابت کرده همه کاری ازش برمیاد
من که حسابی خوشحال شدم از پیام تبریک بچه ها همین که 4تایی کنار هم اینقدر خوشحال بودن برام کلی با ارزش بود هر چند مطمئن شدم یه چیزی این وسط پشت پرده هست که اینا به دیدن هیون نرفتن و هنوزم در مرود رابطه ی هیون و جونگ مین نمیتونم به نتیجه برسم
اما لبخندای از ته دل بچه ها اشکمو در آورد بعد از مدتها جونگ مین رو با یه لبخند واقعی رو لبش دیدمسوزان من اشتباه دیدم یا واقعا جونگ مینم قدش بازم بلند تر شده؟؟؟؟
Suzan

:))))))))))))
بهله...البته رومئو مستعد تره :))))))
چرا باید به دیدن هیون جونگ برن؟اونا نگفتن میرن که عجیب باشه :-ا
البته این چندروز منم واقعا شک کردم
وای دیدی؟چهارتاشون کنار هم بودن عین قدیما شده بودن ^^
منم همینو به بچه ها گفتم..اما احتمالا لژ گذاشته تو کفشش :-ا
دوشنبه 20 خرداد 1392 12:12 ب.ظ
اوه عجب مصاحبه ای بود کلی خندمو دراورد مرسی
Suzan

این 5 تا ته خندن همیشه
دوشنبه 20 خرداد 1392 10:24 ق.ظ
عزززیزززززم چقدر دلم برای اینطور برنامه هاشون تنگ شدهههههه...دختر مورد علاقه جونگ مین منو کشتههههه...هاهاها
دویدن دنبال ماشینننن...خخخخخخ
Suzan

بدبخت خبرنگاره یه لحظه هم فکرنکرد جونگ مین میخواد سربه سرش بذاره...فقط وقتی تموم شد فهمید چیشده :)))))))))
دوشنبه 20 خرداد 1392 06:27 ق.ظ
اونیییییییییییییییییییییییی اسم این برنامه چیه....من دوست دارم ببینمش.....واییییییییی
Suzan

اسمش روشه
ss501 fans magazine
مصاحبست... برنامه نیست ^^
دوشنبه 20 خرداد 1392 12:21 ق.ظ

خدا همشونو جمیعا شفا بده...
وای,این جونگی و هیون چقد رکن....
سوزییییییییییییی,ویدئو ی این مصاحبه رو از کجا میشه پیدا کرد؟؟؟
Suzan

الهی آمین :))))))))))))
یوتیوب...باید آنلاین نگاه کنی چون زیر نویسش وصل نیست :-ا
یکشنبه 19 خرداد 1392 11:55 ب.ظ
سلام آجی.من حالاحالاهامشغول امتحاناتم....
میگم انگارتولدهیون ازبچه هاخبری نبوده نه؟نگاه کن چه دلمون صابون زده بودیم.اما خوب به نسبت سالای قبل عالی بود.اون خبررویت شدن کیو رو هم شنیدم اما چون موثق نیس پذیرفتنش سخته...
ممنون بوس بوس...
Suzan

سلام عزیزم
ایشالا موفق باشی^^
نه ظاهرا... یه آسیایی رو چهارتا صندلی اسکل کردن :-ا
کیو رو آره.من نپذیرفتم :-ا
یکشنبه 19 خرداد 1392 11:11 ب.ظ
من غششششش
خدایا اگه دابل اسو نمیافریدی کی میتونست انقد مارو بخندونه؟؟؟
اون قسمته دویدن جونگ مین طرف ماشینه دیگه پهن زمین شدم....جیگر خودمه...پدیدس
Suzan

دبل اس مایه خندن همیشه ^^ تو همه شرایط بدرد بخورن
جونگ مینه دیگه :)))))))))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :