تبلیغات
دبل اس 501 - ghost
 
دبل اس 501
 
 
دوشنبه 3 تیر 1392 :: نویسنده : Suzan
سلامی بر دوستان گل
مطلبی که در ادامست رو ممکنه باور نکنید... خو منم تنها حرفیه که از زبون دبل اس دراومده و نتونستم باور کنم


بچه ها شایعات پشت سر هیون خیلی زیاده.و برای خیلیا سواله چرا هیون جوابی به شایعات نمیده.خب عجیبه...اما این انگار یه چیز مشترک در هر 5 نفره.
درمورد هیون بیشتر از اونکه این موضوع از روی عمد باشه درواقع عادتش شده و دراین مورد هم گفته:من هیچ وقت خودم رو با سخنان تند دیگران اذیت نمیکنم.من با طرفدارانی که دارم راضی هستم.کسانی که ساپورتم میکنن و کارام رو دنبال میکنن.چرا باید به افرادی اهمیت بدم که منو دوست ندارن؟این افراد حتی اگه به خانوادم هم توهین کنن اشکال نداره چون واقعا نیازی به اهمیت دادن به افرادی که قلب منو نمیفهمن ندارم.در کنار همه اینا...اونا که حقیقت رو نمیگن.

کره ایا به طور کلی از یه چیزی که خیلیییییییییی میترسن روحه.
حالا این اعضای دبل  اس به روح دیدن معروفن
اولین نفری که روح میبینه کیوجونگه
پدر مادرش شبا کار میکردن واس همین خودشو و ایون آه شب رو تو خونه تنها ممیوندن و اتاقاشونم ظاهرا جدا بود.
میگه یه صبحی چشمامو باز کردم یهو یه مادربزرگی رو دیدم که داره تو چشمام نگاه میکنه و منم یهو ترسیدم زدم زیر گریه.

بعد این موضوع تا زمان سانگ فور یو خبری نبوده.کیو میگه اخیرا باهم توی یه آپارتمان زندگی میکردیم من سرم درد میکرد و رو تخت دراز کشیده بودم.بعد وقتی چشمامو باز کردم یهو یه زنی رو جلو چشمام دیدم... خیلی ترسیدم و وقتی پایینو نگاه کردم دیدم پا هم نداره و از ترس یهو به منیجرم زنگ زدم
فردا هم دیده...گفت لیدرم یکیش رو دیده رنگشونم آبی بوده...بعد ماله هیون ولی مذکر بود.

هیون جونگ هم میگه توی حمام بودم و میخواستم دوش بگیرم و میکاپم رو پاک کنم.بعد وقتی داشتم با حوله صورتم رو خشک میکردم متوجه یه نفر توی حمام شدم.با خودم اون لحظه فکرکردم این اینجا چه میکنه؟
فکرکردم یکیه از نگهبانی و باهام کار داره... بعد یهو حس کردم روجه.میگه چون بار اولم بود که با چشم میدیدم خیلی ترسیدم داد زدم و همونجوری از حمام بیرون دویدم رفتم تو اتاق منیجر.
منیجر شکه میشه میپرسه:چته؟چرا داری لخت میدوی؟
هیونم گفت:هیونگ اونجا تو حمام یه روحه.

بعد گفت که کیوجونگ هم چون اتاقش با اون مشترکه هم یه روح دیده.میگه هردو روی یه تخت خوابیده بودیم که دیدیم یه روح مرد روی یه سمت دیوار داره نگاهمون میکنه و دیوار اونوری هم یه زن روح داره نگاشون میکنه.اولش میترسیدیم ولی کم کم عادت کردیم. حتی بعد متوجه شدیم روحا باهم حرف هم میزدن و یه صدایی در میاوردن واس همین کیوجونگ میگفت:بستونه بذارید بخوابیم.
در ادامه گفت:یه وقتایی که من تو خونه تنهام میشنوم که دارن روی میز خونه میکوبن و عصبیم میکنن واس همین داد میزنن که ساکت شید(بد اخلاق)

حتی منیجرشون هم روح دیده و یه بار که خسته از برنامه برگشتن میره تو اتاق میبینه که روح روی یه سمت تخت خوابیده.منیجرم دستشو رو صورت روحه میذاره و هلش میده و میگه:برو اونور میخوام بخوابم.
بعد از اون منیجر یه طلسم رو درش اتاق خودش چسبوند.

به علاوه اون گاهی صداهایی مثل :ایوویویویوویویویو ویو یایو...   میشنیدن.بعد از اون هرروز یه لیوان تو خوابگاه اینا میشکست.
یه بار کیوجونگ دید که لیوان خیلی اروم روی سطح حرکت کرد و افتاد زمین شکست.

کیوجونگ هم میگه:من یه بار یه روج دیدم شکل Lee KyungKyu بود
یه بارم یه روح تو اشپزخونه دبل اس دیدم که داشت میرقصید و شکل Park JinYoung بود

در بین این 5 نفر هیون و کیو هردو همیشه اصرار بر دیدن روح داشتن




نوع مطلب : SS501، Kim kyu joong، Kim hyun joong، Memory، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 مرداد 1393 04:43 ب.ظ
آره منم همین طور!همه خوبن ولی باید بدونیم بیشتر طرفدار کی هستیم تو گروه!
من دقیقا نمیدونم یونگ چطور اخلاقی داره و نمیشناسمش
تو وبت چیزی دربارش داری؟
Suzan

بیشتر کی رو دوست داریم نه طرفدار هستیم
تو آرشیو یونگ سنگ بگرد پیدا میکنی
جمعه 3 مرداد 1393 11:34 ق.ظ
oh,oh,oh
عجبا!!!!
ببخشید سلام سوزان جون!
وبت خیلی رویاییه!مثل کتابخونه میمونه.میتونم هر چی بخوام بخونم...
.
من یه مشکل خیییییلی عجیب دارم.دقیقا مثل روح دیدن ایناس!
این که سراغ هر کدوم میرم یه نفر یه چیز بد ازش میگه یا خودم یه چیز بد میبینم!!
به خاطر همین تاحالا عشق به همه رو تجربه کردم!(البته به غیییییر از یونگی!)
چیکار کنم؟؟!!!
خودت بیشتر طرفدار کدومی؟
Suzan

من طرفدار همشونم اما یونگ رو بیشتر دوست دارم
آدم بی نقص نداریم.
برای طرفدار شدن باید اونقدر دیدت رو باز کنی و فرهنگ مقابل رو بشناسی تا بتونی با مشکلاتشون طردفارشون بشی
سه شنبه 29 مرداد 1392 02:37 ب.ظ
ههههههههه من دیشب ساعت 5 بود اومدم فهمیدم موضوع چیه در رفتم حالا اومدم خوندم اخه همه خواب بودن منم ترسووووووو ولی این دو تا بچم خیلی با حالنا
Suzan

:))))))))))
نمیدونم چرا همه این مطلب رو بد موقع خوندن
دوشنبه 7 مرداد 1392 08:55 ب.ظ
Kyo va hyon kolan kheili bahalan
Vaaaaaaaaay,jiiiiiiiiiiiiiigh,man nemikham roh bebinam mese ina,man mitarsam
Suzan

:))))
من میخوام :-ا
شنبه 22 تیر 1392 10:34 ق.ظ
به حق چیزای ندیده...
Suzan

:دی
چهارشنبه 12 تیر 1392 02:03 ق.ظ
ای وای ببخشید این اینترنت منم قاطی کرده شصتا نظر شد...sorry!
Suzan

عیبی نداره گلم ^^
چهارشنبه 12 تیر 1392 02:00 ق.ظ
خیلی جالبه ها این پسره روحم میبینه روح زنه...به هر حال اگه توهم نزده باشن خوش به حال اون روحا اونام میتونن اینارو ببینن من نمیتونم ینی باید برم بمیرم...
با این حال بازم برای شفای مریض ها دعا میکنم...
چهارشنبه 12 تیر 1392 01:53 ق.ظ
خیلی جالبه ها این پسره روحم میبینه روح زنه...به هر حال اگه توهم نزده باشن خوش به حال اون روحا اونام میتونن اینارو ببینن من نمیتونم ینی باید برم بمیرم...
با این حال بازم برای شفای مریض ها دعا میکنم...
چهارشنبه 12 تیر 1392 01:53 ق.ظ
خیلی جالبه ها این پسره روحم میبینه روح زنه...به هر حال اگه توهم نزده باشن خوش به حال اون روحا اونام میتونن اینارو ببینن من نمیتونم ینی باید برم بمیرم...
با این حال بازم برای شفای مریض ها دعا میکنم...
Suzan

کلا با زنا رابطه خاصی داره :)))
روح که دیدن نداره :-ا
یکشنبه 9 تیر 1392 08:32 ب.ظ
اونیااااااااااااااااااا هیچ فرقی نداره روح زن و مرد مهم اینه که روح بوده آدم نبوده:)
Suzan

بهله :-ا
یکشنبه 9 تیر 1392 08:31 ب.ظ
اونی همینی که هیونگ مین میگه من قبلا از دوستم شنیده بودم.
واقعاااااااااااا تعجب کردم!!!
یونگ سنگ گردنبند ا... میندازه!!
بسی جای تعجب!!!!!!!!!!!!!!!
Suzan

یونگ فقط یه بار توی یه برنامه گردنبند الله انداخت...ظاهرا هدیه از طرف فن های عرب بوده
یونگ هم هرچی گردنبند و اینا از فن ها گیرش بیاد استفاده میکنه
جمعه 7 تیر 1392 11:16 ق.ظ
آقا من به این جنا حسودی میکنم خو منم دابل میخوام
Suzan

منم :((((
جمعه 7 تیر 1392 11:15 ق.ظ
وای اینا اینقدر جذبشون زیاده اجنه هم دست از سرشون برنمیدارن ککک
خیلی جالبه آخه مردم مصرباستان هم وقتی خداشون(ینی همون اجنه رو) احضار میکردند رنگشونو آبی نقاشی میکردن... یونگ سنگ نمیبینه چون گردن بند الله داشته
برم برای اونای دیگه هم بخرم!!!
میتونیم بهشون بسم الله رو یاد بدیماااا نظرت چیه؟؟؟
Suzan

کیه که عاشق اینا نشه ^^
جان؟میگما..نکنه جن های مصری بودن :-ا:-ا
بریم ^^
پنجشنبه 6 تیر 1392 09:44 ب.ظ
kyu kheiliyam khoooobeeeeeeee
daram monfajer misham
Suzan

حالا حرص نخور فدات ^^
از رو منظور که نگفت..گاهی این چیزا بیان میشه واسه خنده
پنجشنبه 6 تیر 1392 09:41 ب.ظ
dornaaaaaaaaaaaaaaa.....
kyu khol nisssssssssssst
Suzan

راست میگی
درناااااا...کیو خل نیست :-ا
چهارشنبه 5 تیر 1392 05:48 ب.ظ
کیو خله ها!چقدر روح میبینه!منیجر بدبخت و هم از راه به در کردن
Suzan

وضعشون خرابه...بیخیال :)))
چهارشنبه 5 تیر 1392 04:57 ب.ظ
بس ک ای دوتا فیلم تخیلی میبینن...
Suzan

:))))))
هیون که کلا خودش آدم فضایی نباشه خیلیا...باور کن فنا رو هم زابرا کرده هیون
یه مجسمه دست تو خونشه.فنا میگن این برای ارتباط با آدم فضاییاست :)))))
چهارشنبه 5 تیر 1392 12:28 ق.ظ
سوزی ببین نصفه شب چن نفرو زابراه کردی!.......بیا خجالت بکش! نه بگو هیون و کیو بیان بکشن

کی مسئوله واقعن؟؟؟؟
Suzan

هیون و کیو بیاین خجالت بکشین
مدیر کمپانی DSP
چهارشنبه 5 تیر 1392 12:22 ق.ظ
جیییییییییغ!!!...
نه بابا سوزی یه جور گفتی ترسیدم!...این روحه دوستمونه!اشناس! گفته بودم بهش حالا که من دستم به کیو نمیرسه ازش برام خبر بیاره! دوزبانه هم هس! فارسی کره ای! میخوای توام یکی استخدام کن! انقذه خوبه!
Suzan

خو باید شب یکی رو از خواب مینداختم
روح من بوده :دی
سه شنبه 4 تیر 1392 11:04 ب.ظ
yaaaaaaaaaaa oni ghazaleh hala che farghi dare roohe zan ya mard ... Kyu ke kheyli ham akhlaghiye:)
Suzan

بهله...فرق داره...مهمه
سه شنبه 4 تیر 1392 11:03 ب.ظ
وا!!!!!!!!! به حق چیزای ندیده وجود داره ولی بعید میدونم به این غلظت که اینا میگن!! مگه تو خرابه زندگی میکنن:)!!
خستن یه کم هم خرافاتی اینه که یه کم پیازداغش زیاد شده!!
اونیی نگو کیو به این خوش اخلاقی:)))) مهربون ، خوب...:)
Suzan

اصولا هرچیزی یه آب و تابی داری ^^
کره ایا خیلی به روح اعتقاد دارن
سه شنبه 4 تیر 1392 08:40 ب.ظ
احتمالا جن بوده چون روح که قابل لمس نیست و حق ورود به این دنیا رو نداره به جز شب های پنجشنبه البته اگر در دنیا آدم خوبی بوده باشه
میگه داد میزنم ساکت شید دستورم میده :D
کیو به روحا گفته بستونه میخوام بخوابم خیلی باحال بود
من اگه جنی روحی چیزی ببینم از ترس فاتحه...!!!!!!
من شبا میرم از اتاق بیرون آبی بخورم یا دوری بزنم از جلو آینه رد میشم قلبم میفته زیر پام
چه برسه روح و جن ببینم!!!
Suzan

شب جمعه و پنج شنبه نداره...روح و جن رو احضار کنی اونوقت میان...جن کلا اجازه حضور نداره، روح آزادیش بیشتره اما میگن درد داره براشون.
سه شنبه 4 تیر 1392 08:35 ب.ظ
valla chi begam/./..........?
in harfa az kyu baide
Suzan

:)))))))
دیده حتما ^^
سه شنبه 4 تیر 1392 03:49 ب.ظ
سلام
با اینکه خیلی هیون و کیو رو دوست دارم و فکر نمیکنم دروغ بگن.به این مورد شک دارم و احساس میکنم ملت رو سرکار گذاشتن.ههه...در هر صورت خیلی باحال بود کلی خندیدم.
Suzan

به نظرم خود هیون و کیو هم میدونن کسی باورشون نمیکنه چون همیشه سه عضو دیگه سراین موضوع بهشون میخندن و چیزی نمیگن..اما هردوشون هنوز اصرار دارن که دیدن
سه شنبه 4 تیر 1392 01:44 ب.ظ
مگه روح حالت مادی داره که بشه هلش داد!!!!!حتی دیدنش هم به همون دلیل بعیده....حتما جن دیدن(چون مامان بزرگم درباره شون برام تعریف کرده راست ودروغشو نمیدونم)...خوبه اینورا از این خبرا نیستا و گرنه من خیلی وقت پیش فرت شده بودم چه دلی دارن اینا!!!!
Suzan

حالا قضیه اینکه روح و جن بودنش مهم نیست :-ا
کلا دیدنش عجیبه
جن ها هم عالم جدان...از بعد حضرت سلیمان فکرکنم دیگه اجازه حضور در زمین رو پیدا نکردن.کلا همین الان هم تا احضارشون نکنه یه شخص خاص نمیان
ولی روح قضیش جداست... داستانای زیادی ازشون وجود داره
اما قضیه حالت مادی احتمالا منظورش این نبوده که هلش داده .. فقط حالتشو گرفته
سه شنبه 4 تیر 1392 04:00 ق.ظ
ساعت پنچ صبحه
گفتم قبل خواب بذار وب سوزانم چک کنم
بترکی من دیگه خوابم نمیبره
ای جوووونم آبی بوده چقدر رنگشو دوست دارمنازی منیجره که بهش گفته برو کنار منم بخوابمهیون جان روح انقدر ترس داره که لخت بیای وسط خونه؟این روحه غیرت خواهری منو به جوش آورده
یکی نیست به کیو بگه خب مادربزرگیو به شکل روح دیدن ترس داره؟
Suzan

خخخخخخ خو شب نخواب :دی
باره اولش بود :))))
بچه بوده ^^
سه شنبه 4 تیر 1392 02:23 ق.ظ
ای خداااااااااااا
آدم چی بگه آخههههه
Suzan

هرچی دلت مخیواد
سه شنبه 4 تیر 1392 12:51 ق.ظ
ای سوزاااااااااااان از دست تو با این پستت,الانه که سکته کنم نصفه شبیییییییییییی...
Suzan

خو صبح میخوندی :))))))))
سه شنبه 4 تیر 1392 12:45 ق.ظ
بابا اینا خیلی باحالن
من جاشون بودم یا سکته میکردم یا دیوونه میشدم...
شایعات؟ چه شایعاتی؟؟؟
Suzan

خودتون تا دوروز پیش میگفتین چرا جواب شایعاتو نمیدن اینا:-ا
حرفایی که از زمان جدایی دنبالشون بود
من دوس دارم ببینم ^^
سه شنبه 4 تیر 1392 12:35 ق.ظ
12ونیم که خوبه!! ساعت منو نگا!!! یک و نیم...اتاق هم خالی....

ولی من باید شجاع باشم!!!...افرین سانی تکرار کن! من شجاعم من نمیترسم من شجاعم من نمیترسم...........
Suzan

بهله..تو شجاعی...تو نمیترسی
جیییییییییغ...پشت سرت :-0
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :