تبلیغات
دبل اس 501 - HJL dumped & one more memory
 
دبل اس 501
 
 
دوشنبه 3 تیر 1392 :: نویسنده : Suzan
سلنگ
امروز فعال شدم...
چیزی که درمورد دوس دختر هیون جونگ مینویسم تو ادامه رو واقعا نمیدونم ماله کدومشه...البته میدونم مال اون اولی نیست اما ماله یکی دیگست دلیل جداییش از یکی از اون دختراست.
خاطره بعدی هم یه چیزیه واس خندیدن به هیون

بچه ها نظر خصوصی میذارین یه نظر دیگه هم بذارید بتونم جوابتون بدم



هیون جونگ:من با یه سلبریتی 5 ماه دوست بودم
مجری:دبل اس 501.شما دراین باره چیزی میدونید؟
جونگ با تفکر:نه.اولین باره میشنویم.کی میتونه باشه؟
یه نگاهی به هیون انداخت و جدی پرسید:مطمئنی خیال نمیکردی که داری قرار میذاری؟
دلیل این جدایی یا مربوط میشه به اون دختری که سه سال باهاش بوده یا اونی که 5 ماه باهاش بوده.که البته حدس میزنم اون 5 ماهیه باشه چون چنین اشتباهی با کسی که سه سال باهاش بوده خیلی عجیبه

هیون جونگ و اون دختر رابطشون خوب بود تا زمانی که هیون اشتباهاتی رو مرتکب شد که البته عمدا هم نبود.
هیون حواسش نبود یهو دوست دخترش رو به اسم دوست دختر سابقش صدا میزد.و این اشتباه رو بدون اینکه متوجه بشه چندین بار مرتکب شد و دوست دخترش اعتراض نکرد اما هردفعه یه نگاه سرد تحویلش داد
به علاوه هیون به علاقیات دوست دختر سابقش عادت کرده بود واسه همین هرموقع با این دوست جدید بود به یه غذا اشاره میکرد و میگفت:تو اینو دوست داری.بخور.

و دختره هم برای تلافی کارای هیون دقیقا همون کارا رو از عمد باهاش کرد.مثلا اینکه هیون رو به اسم دوست پسر سابقش صدا میزد یا علاقیات دوست پسر قبلیش رو به هیون پیشنهاد میداد.

و هیون گفت این رفتارش واقعا اذیتم میکرد و عصبانی میشدم.

آخرشم سر همین موضوع از هم جدا شدن

نمیخوام قضاوت کنم اما اینجا هر دو مقصرن.اول از همه هیون که نتونست با زمان حال کنار بیاد و این رفتار واقعا باعث ناراحتی یه دختر میشه و به غرورش ضربه میزنه.
و اون دختر هم اگه سعی میکرد چشم پوشی کنه و با تذکرای ساده هیون رو عادت بده بهتر بود.
البته خوب شد...وگرنه الان یه عروسی افتاده بودیم


---------------------------------------------------------------


موضوع دوم هم خب تولد هیون جونگ 6 ژوئن هست که م یشه مصادف با روز خاطرات.درواقع روزیه برای یادآوری زنان و مردانی که توی جنگ های کره کشته شدن و به مناسبت اون روز یه پرچم رو هم بلند میکنن.
هیون میگه تا قبل اینکه برم دبستان همیشه فکر میکردم به این دلیل پرچم ملی رو بلند میکنن که تولد منه
(یه شعری داشتیم تو کتاب ادبیات میگفت:کاریز خوش دارد خیال کند / که رودها/ تنها برای این هستند / که به او آب برسانند.)
همینه الان رفته سمت ستاره ملی شدن دیگه




نوع مطلب : Kim hyun joong، childhood، Love Exprience، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 12 تیر 1393 09:56 ب.ظ
Suzan

نخند
سرخودتم میادا
دوشنبه 7 مرداد 1392 09:08 ب.ظ
Hyon:man ba ye celebraity(age dorost neveshte basham)5 mah dost bodam
Jong min:motmaeni khial nemikardi dari gharar mizari?
Avarin jong min=))))))

Alaki rabetashon be ham rikht vali bad nashod

Ina hame etemad to saghfan
=)))))))
Suzan

:))))))))))))))))))))
یکشنبه 23 تیر 1392 08:44 ب.ظ
ووووووووووووااااااااااااااااااااای چه سوتیایی خدانسیب نکنه
Suzan

بهله...دبل اس افسانه ای خودمونن :)))
شنبه 22 تیر 1392 10:39 ق.ظ
هیون ازهمون اول هم ملی بوده...یاد بگیریم...
Suzan

بهله...همین که شادی گفت :دی
چهارشنبه 12 تیر 1392 01:41 ق.ظ
نه خیرم حالا بچه یه دقیقه اینو با اون قاطی کرد اون دختره ی لوس که نباید لج کنه اصن خاک بر سرش که همچین پسر هلویی رو از دست داد...
البته به قول سوزان جون خوب شد که جدا شدن وگرنه کار به جاهای باریک میکشید
Suzan

یه بار عیبی نداره نه صدبار :-ا
شنبه 8 تیر 1392 04:48 ب.ظ
سلام اونی
من ویدا هستم آیا به تبادل لینک موافقی
راستی وبت خیلی قشنگه
Suzan

با اسم دبل اس 501 لینکم کن عزیزم
پنجشنبه 6 تیر 1392 06:43 ب.ظ
سلام
وب قنگی داری
خوشحال میم به منم سربزنی
اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن
Suzan

بلاگفا هستی عزیمز...نمیتونم نظر بذارم
چهارشنبه 5 تیر 1392 10:39 ب.ظ
سوزی جون.....البوم فراری هیونگ....موفق بود؟.....اصلا به نظرت چه طور بود؟
Suzan

این مربوط میشه به آنالیز آلبوم های مختلف بخش سولو که جزو پست های آیندست عزیزم ^^
چهارشنبه 5 تیر 1392 05:52 ب.ظ
کار بد و که نباید با بد جواب داد هیون اشتباه کرد اون دختر هم اشتباه کرد باید بهش میگفت تا حل بشه!
وای هیون عجب توهمی میزده!خیلی باحال بود
Suzan

بهتر بهم خورد...ظاهرا هیون هنوز قبلی رو کامل یادش نرفته بود :-ا
بچست^^
چهارشنبه 5 تیر 1392 05:01 ب.ظ
اعتمادبه نفس بچگیت توحلق بچگیای من
Suzan

بچگی های توهم تو حلق من
چهارشنبه 5 تیر 1392 09:32 ق.ظ
سلـــــــــام عزیزم لینکت کردم توهم بلینک
Suzan

^^
سه شنبه 4 تیر 1392 11:11 ب.ظ
خدا رو شکر به هم خورد ولی نمیشد یه کم ملاحظه ی همدیگرو بکنن؟!!
واییییییی جونگ عالی گفته:))))))))))))
پس بچه از اول خودشیفتگی شدید داشتهههههههههه:))
Suzan

خب لج و لجبازی همینه :-ا
هیون حواسش نبود...دختره اگه میخواست رابطه ادامه پیدا کنه باید از خودگذشتگی میکرد که واقعا کار سختیه
بهله...هیون ^^
سه شنبه 4 تیر 1392 10:22 ب.ظ
بیشین بینیم بااااااااااااا
نخند ببینم
خیلی هم کاره درستی کرده حاله دختره رو گرفته
دوم هم اینکه دوست داشته فک کنه پرچم به خاطر اون بوده
Suzan

فرشتههههههه :))))))))))))))))))))
یعنی تهشی...عین هیون خودمونی...یعنی عاشقتم
سه شنبه 4 تیر 1392 09:08 ب.ظ
یعنی تصور هیون از کار جماعت برای تولدش خیلی خنده داره
ولی کاری که با دوست دخترش میکرد اصلا جالب نبودیعنی چی که هی اسم قبلیه رو جلوش میاری هیووووووووووون خوبه سوزان هم جلوت هی بگه یونگی یونگییا تپل ..هلوووو
Suzan

بچست دیگه...همیشه میگن خوبه بجه باشی
خو حواسش نبود.یادت کرده
بهله :-ا
سه شنبه 4 تیر 1392 08:39 ب.ظ
be nazaram 2khtare hagh dare.......kheliiiiiiiii bade be esm gf fgablish seda zadash
suzi mer30
Suzan

دختره گناه داشت واقعا^^
هیونم مقصر نبود خیلی ولی خب بود.. :-ا
سه شنبه 4 تیر 1392 03:53 ب.ظ
این دومیه خیلی جالب بود کلی خندیدم.قبلا فکر میکردم فقط یکی مثل جونگ مین اعتماد به سقفه اما حالا میبینم نه هیون خیلی بیشتر اعتماد تو سقفه.در هرصورت همشون داداش های گل منن.
Suzan

اینا کلا همشون اعتماد به سقفن :-ا
سه شنبه 4 تیر 1392 01:41 ق.ظ
عززززززززیززززززززززززم
به خدا این هیون آخر معصومیته
سوزی با چندتا از بچه ها وب زدیم
بهمون سر بزن
http://the-candles.mihanblog.com/
Suzan

چششششششم^^
سه شنبه 4 تیر 1392 12:34 ق.ظ
هیونم...اصلا باور نکن حرف بقیه رو....چرت میگن!....پرچم ملی رو دقیقا بخاطر تولد تو بلند میکنن
از همون بدو تولد یه کشور متوجه استعداد های بینظیر تو شدن!!!

ببخشید کمه دیگه!(پرچم بلند کردن!)...کاریه که از دستشون برمیاد!!
Suzan

بهله...سانیا راس میگه
دوشنبه 3 تیر 1392 11:01 ب.ظ
.....اونی من همونم...لطفا اگه میخوای حواب بدی ...همینجا بگو
Suzan

آره ... چهارتا پست گذاشتم و دیدن که توی هر چهارتا اکثرا همین رو میگن
اما مسخره نمیشه رک بهش بگم چرا دروغ میدی؟یا اغراق نکن؟
گاهی باید چشم پوشی کنی و با لبخند از کنار یه چیز بگذری.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :