تبلیغات
دبل اس 501 - HIS AND HER LETTERS Part 4
 
دبل اس 501
 
 
شنبه 12 مرداد 1392 :: نویسنده : Suzan
آنیوهاسئوووووووو
بچه ها بس که شما گفتید خودمم شک کردم...اینو کلا هیون نوشته یا نامه بین هیون و جونگ بوده
بنابراین دوباره متنی اونی که اینو به این انگلیسی برگردونده خوندم و خب کل قضیه رو اینجور گفته:
For those who are quite unaware, in one interview before, Kim Hyun Joong mentioned that he wrote a fanfic before where Jung Min, one of his SS501's dongsaengs, is the center. And it really freaked Jung Min out!



این ممکنه فقط تصادفی باشه
اما من تصادفا موشک توماهاک رو شلیک کردم
و یه خونه توی ناگویا منفجر شد :-0

و تصادفا نام صاحب خونه کیم هیون جونگ شی بود
من متاسفم...برای این خرابکاری پول میدم.

و یه چیز دیگه!!!چیزی که خیلی شگفت انگیزم هست اینه که تصادفا کسی که داره به خونه بغلی من اسباب کشی میکنه همون زندکگی کیم هیون جونگ رو داره...واقعا واقعا...شگف آوره...شگفت آوره...

بنابراین فکرکنم که ن بخوام کسی که داره به اینجا اسباب کشی میکنه رو مدام تعقیب کنم.
هیون جونگ شی یه زندگی شاد تو کره داشته باشی
درمورد من نگران نباش....
من باید برم و تفنگای بیشتری بخرم
خدافظ...بعد از خرید برمیگردم




نوع مطلب : Kim hyun joong، Park jung min، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 شهریور 1392 09:53 ق.ظ
راستی سوزان جون خبر جدید از دبل اگه داری بهم بگو خیلی کنجکاوم ببینم رابطه هیون و جونگی چطوره الان
Suzan

تو اون یکی پستت گفتم عزیزم
پنجشنبه 14 شهریور 1392 09:49 ق.ظ
عزیزم تازه 17 ساله شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اولا تبریک به خاطر تولدت و 17 ساله شدنت دوما بابا ای ول از مدل نوشتنت گفتم تو مایه های سن منی دمت گرم
Suzan

آره^^
مرسییییییییییییییییییییییی
چهارشنبه 13 شهریور 1392 08:26 ق.ظ
راستش من تو حدس زدن سن افتضاحم.فک کنم یا دانشجو باشی حدودا20 سالت باشه یا کمتر مثلا18 سالت.حالا دخمل گل چند سالته?????
Suzan

چندروز پیش تازه 17 شدم ^^
دوشنبه 11 شهریور 1392 09:51 ق.ظ
راستی میتونم بپرسم چند سالته سوزان جون???????
Suzan

چند بهم میخوره؟ ^^
دوشنبه 11 شهریور 1392 09:49 ق.ظ
سلام سوزان جون درسته کیو از همشون آماده تره اینکه هیون فقط کافی واسه دابل نمیذاره رو قبول دارم ولی دابل که اونو مبشناسن چرا اونا سراغش نمیرن اول کیو رفت سربازی حالا هم که یونگی و بعدش هیون و بعدش هم جونگی و هیونگ....نمیدونم واقعا چی تو سر هیونه یا تو سر بقیه ولی باید به لیدر اعتماد کنیم به هر5نفر باید اعتماد کنیم بالاخره هر انتظاری یه روزی به پایان
Suzan

به حرفای الانشون اعتماد نکن..به حرفای همون زمان اعتماد کن...الان حرفاشون عجیب غریبه.من محل نمیدم دیگه بهشون:دی
خب بقیه هم درگیری های خودشون رو دارن.
به نظرم عادت دارن کلا به این موضوع.
نباید بگیم چرا دبل اینکارو نمیکنن؟ چون بعد این سوال پیش میاد... چرا هیون نداره؟
وقتی یه چیز عادیه بینشون و خودشون هم انتظاری ندارن پس چیز مهمی نیست
یکشنبه 10 شهریور 1392 01:41 ب.ظ
این5نفر برادرای همن هیون احتمالا این روزا سرش باید خلوت تر باشه چون سال2012سفرهای خارج از کره اش تموم شد,هیون از اول هم تو گروه نسبت به بفیه به نظرم محتاط تر رفتار میکرد به نظرم طبیعیه چون از همشون بزرگتره حالا هم که بزرگتر شدن و عاقل تر.....اگه احساس میکنین هیون قبلی نیست به خاطر اینکه بزرگتر شده و عاقل تر...وقتی من حرفاشونو بعد از جداییشون خوندم باور کردم که جدا نشدن باید صبر کنیم تا کیو از سربازی برگرده هیون خودش گفت که داره تمام تلاششو میکنه که در آینده نه چندان دور گروهو
Suzan

بحث خلوتی سر نیست اصلا... حرف بچه ها اینه...چرا همون وقتی که میذاره ملاقات دوستای دیگش میره رو برای اعضای دبل اس نمیذاره.
منم بهشون حق میدم...یک صدم اون وقت رو برای دبل هم بذاره طوری نمیشه
اما حقیقت اینه... چرا فقط به هیون اینطور نگاه کنیم؟چون اون لیدره؟چرا یه نگاه به بقیه نمیندازیم...آیا کاری هست که هیون کرده باشه و بقیه نکرده باشن؟نه.
اگه هیون مثلا کام بک یکی رو تبریک نگفت...مگه بقیه گفتن که ما از هیون انتظار داریم؟
مگه یونگ سنگ نگفت که هیچ کدوم از اعضا کام بک و ام وی من رو نگاه نکردن هنوز؟... پس فقط هیون نیست... هر 5 نفرن
و اینجا مقصر ما فن هاییم که این رو یه مشکل میدونیم.
این اخلاق اعضا از همون روز اول بود...دوستیشون رو بااین چیزا نشون نمیدن... یه لبخند براشون کافیه... یه تشکر ساده رو دوست دارن...انتظار ملاقات و حمایت اونطوری رو از هم ندارین و همین یه مقدار هم که گاهی اتفاق میفته وظیفه طرف نمیدونن...بلکه لطف طرف میدونن.
پس میتونیم بگیم... اونا خودشون خودشون رو میشناسن...ما نباید انتظاری داشته باشیم.
برگشت هم به انتظار کیوجونگ نباید باشیم...اتفاقا تنها کسی که از همه اماده تره کیوجونگه...باید منتظر سربازی بقیه باشیم.
یکشنبه 10 شهریور 1392 01:33 ب.ظ
سلام ببخشید میدونم دلتون چقد از دست هر5نفر پره خصوصا هیون....چند وقت پیش مطلبی خوندم از اینکه حتی با اینکه جونگی و هیون همزمان با هم تو ژاپن بودن یک بار هم سراغ هم نرفتن خیلی ناراحت شدم ولی فکر کردم شاید کدورتی هست بینشون که ما خبر نداریم,وقتی هر5نفرشون به توافق میرسن که فعالیت سولو انجام بدن وقتی هیون مورد اتهام قرار گرفت و اونو همه عامل جدایی دونستن و سکوت کرد وقتی از یونگی راجع به جدایی گروه پرسیدن و سکوت کرد یعنی یه چیزی بین خودشون هستش وقتی هیون میگه شایعات رو باور نکنین به ما5نفر اعتماد کنین,چرا دنبال مقصر میگردیم و اعتماد نمیکنیم???
Suzan

خیلی چیزارو من الان اینجا نمیتونم بیان کنم
اما همونطور که خودت گفتی آره... باید اعتماد کنیم
یکشنبه 27 مرداد 1392 01:55 ب.ظ
اااااااااااااا چ قد سبکه
Suzan

^^
شنبه 19 مرداد 1392 11:08 ب.ظ
آره من با yasi موافقم این هیون واقعا منو کفری کرده مگه این که دستم بهش نرسه که البته نمیرسه...
Suzan

آروم دخترا ^^
جمعه 18 مرداد 1392 11:11 ب.ظ
آقا من به یه نتیجه گیری جدید رسیدم
میگم الان هرکاری دوست دارن انجام بدن ما منتظر گروهیم!!!!!!حتی اگه خدایی نکرده برنگردن ما با همون سابقشون براشون آرزوی موفقیت میکنیم
Suzan

کاش همه مثل تو فکر میکردن ^^
چهارشنبه 16 مرداد 1392 09:42 ب.ظ
فرناز جون چجوری به این نتیجه رسیدی؟یعنی عاشق این نتیجه گیریتم...
بنظرم هیون سرشو شلوغ کرده تا فراموش کنه...
میخواد همه چی رو فراموش کنه و میخواد برا ی مدت هیون جونگ ببیننش نه لیدر دابل اس ...این چیزیه ک جونگ هم میخواد اما اون سه تای دیگه نمیخوان واسه همین رابطشون با هم خوبه...
اما رابطه ی جونگ و هیونگ تموم نشده چون اون دوتا واقعا بدون هم نمیتونن ی جورای حس میکنم جونگمین تنها چیزی ک میخواد از گذشتش با دابل اس تا زمانی ک گروه برگرده نگه داره هیونگ جونه...
شایدم اشتباه میکنم
Suzan

فرنازه دیگه :دی
هیون در هر جایگاهی که میره دوست داره همون باشه... وقتی تو پسران فراتراز گل بود میخواست یون جیهو باشه...وقتی تو وی گات مرید بود میخواست سانگچو باشه... و وقتی همش تموم شد و برگشت به دبل علنا گفت من فقط لیدر دبل اس هستم
اگه الان سولو هست میخواد هیون جونگ باشه.درسته...اما اگه یه روز برگرده به گروه...میگه من لیدر دبل اس هستم
جونگ موفقیت میخواد...و حق داره...لیاقتشو داره.جایگاه الان اون چهارتا حقشون نیست
تام و جری باهم نمیتونن و بی هم نمیتونن
همه چیز فرضیست‌:-ا
چهارشنبه 16 مرداد 1392 11:56 ق.ظ
واقعا ها منم همش به این فکر میکنم که چرا روابط هیون و جونگ اینقدر کم رنگ که چه عرض کنم بیرنگه اصلا...نفر بعدیم یونگه که از دستش ناراحتم...اون رابطش کمه...اون سه تای دیگه بهترن بازم به مرام کیو والا...تازه اگه توجه کرده باشین این چهار تا کلا رابطشون با هیون کمه!!!حالا من واقعا نمیدونم قضیه چیه...خداییش هیون خیلی سرشو شلوغ کرده تو تمام منابع خبری هر روز شونصدتا خبر از هیون میاد نکنه این بچه میخواد کمپانی بزنه گروه رو برگردونه
حتی اگه یه درصدم احتمال این باشه که پسرا بخوان با پول خودشون برگردن پس همشون باید بیشتر تلاش کنن نکه هیون خودشو بکشه!!
Suzan

از این نظر که ملاقات نمیکنن من مطمئنم :-ا اگه بود میگفت.
یونگ تا کیوجونگ بود رابطش زیاد بودها...کیو رفت دپسره شد چسبید به شوهر و بچش:-ا
هیون که اصلا دنیای جداییه :ا
این حرفو خیلیامیگفتن...اما خب فکرنکنم... هیون همین الانم پول یه کمپانی بزرگ رو داره
صبرمیکنیم تا بعد سربازی ببینیم چی میشه
سه شنبه 15 مرداد 1392 09:18 ب.ظ
منم دلم از همشون پره...جونگ مین حداقل پیش هیونگ میره اما هیون هیچ...
راستی جونگی واسه تولد هیونگ نرفته؟اصلا تو تولد هیونگ خبری از پسرا نبوده؟فقط کیو تولدشو تبریک گفته؟
Suzan

چرا تو تولد هیونگ جون، جونگ مین رفت
کیو و جونگ تولدش رو تبریک گفتن.
یونگ و هیون هم کلا خنثی :دی
هیون احتمالا تو همون قوتبال تبریکشو گفته :-ا
البته اینا از روز اول عادت نداشتن محل تولد هم بدن زیاد :))))
هیون هم کلا آلزایمره:-ا تولد هوانگ بو هم یادش رفته بود
هیون درحقیقت کلا تولد هیچ کسم تبریک نمیگه.حتی جه جونگ
سه شنبه 15 مرداد 1392 08:15 ق.ظ
همه چیر اتفاقی بود جونگمین...تو راست میگی!
سوزان دلت پر نباشه از گروه..من مطمئنم اگه باهاشون حرف میزدیم دلیل قانع کننده ای داشتن...
به خدا من هیون جونگو کم دوست دارم(البته همون کمشم خیلیه ها! منظورم اینه که کمتر از بقیه دوست دارم) اما وقتی اینجوری میبینمش میخوام برم تو افق محو شم..
Suzan

آره دیگه...اتفاقی بود :)))
دلایل قانع کننده ای نیست :-ا
سکوت بدترین راه برای یه کاره...حالا به هردلیلی که باشه
آخه فقط بحث روابطشون و جدایی گروه نیست...یه نگاه به اون چهار نفر دیگه بنداز.هیچ تلاشی نمیکنن
سه شنبه 15 مرداد 1392 01:30 ق.ظ
حالا یواش یواش آدرسم در میاد:)))
;)
Suzan

بهله :دی
دوشنبه 14 مرداد 1392 01:53 ب.ظ
نامه هاش خیلی باحاله...
Suzan

خخخخخخخخخخخخ
یکشنبه 13 مرداد 1392 08:22 ب.ظ
بامزست نامه هاش دوست دارم:))
اونی میگم یادته قرار بود بریم کره دنبال خونه ی هیون بگردیم وکیو؟!!!:)))))))) ;))))))
این ناگویا دقیقا چیه؟!!:) مکان خاصیه؟:)
خونه ی هیونه؟
Suzan

:دی
بریم ^^
ناگویا یه شهره تو ژاپن
یکشنبه 13 مرداد 1392 11:06 ق.ظ
وااااااا ای پسره ک رفت تفنگ بخره؟؟آخه مگه هیون فرمانده کره شمالیه؟نکن برادرم

آخ که چقدباحال و دوس داشتنین
Suzan

:))))))))) احتمالا
عشقن^^
یکشنبه 13 مرداد 1392 02:07 ق.ظ
من ارزومه الان خل ک هیچی فقط یک درصد به عقب برگرده...خیلی دلم از هیون پره خیلی...به هرحال طرفدار جونگیم و این واسم تحملش سخته
اما بازم بهش ایمان دارم اون همیشه لیدر محبوبمه
Suzan

من دلم از هر 5 تا پره
نه فقط هیون و بقیه...
راستیتش اگه هیون نمیره پیش جونگ چرا جونگ نمیره؟
هر 5 نفر صد در صد به یک اندازه مقصرن :-ا
ولی من کلا دردم اینه که چرا هیون هیچ رفتاریش مثل قبل نیست
یکشنبه 13 مرداد 1392 12:58 ق.ظ
نه دیگه واقعا خل شد تاحالا انگار یه ذره عقل داشت
Suzan

خخخخخخخخخ کاش الانم خل میشد
شنبه 12 مرداد 1392 11:30 ب.ظ
Yani rafte to faze takhayol
O_o
Suzan

:))))))))))))))))
4 بعدی منه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :