تبلیغات
دبل اس 501 - JM & HJB
 
دبل اس 501
 
 
شنبه 26 مرداد 1392 :: نویسنده : Suzan
سلام علیکم بر شما چینگوهای دیر
از اونجایی که اولین سری از روابط رو با جونگ مین و یونگ سنگ شروع کرده بودم خیلی وقت پیش.پس به نظرم بهتره اول جونگ مین رو تموم کنم بعد برم سراغ بقیه.
اونایی که آرتیکل یونگ و جونگ رو نخوندن برن اینجا‌:http://forever-ss501.mihanblog.com/post/116

درمورد این پست ها.خیلی مووضعات خاصی نیستن.فقط جمع بندی هاییه از تمام چیزایی که مطمئنا خودتون هم میدونین
همونطور که میدونین جونگ مین و هیونگ جون توی یه دبیرستان بودن اما این دلیل نمیشه که دوست هم بوده باشن.درواقع یه جورایی جونگ مین اصلا هیونگ جون رو ندیده بود.علتش هم این بود که هیونگ جون از سن کم کارآموزی توی DSP‌رو شروع کرده و اغلب به مدرسه نمیرفت.روزای دیگشم اگه امکانش بود سعی داشت از مدرسه فرار کنه... حتی معلم ها هم هیونگ جون رو درست نمیشناختن و به قول خود هیونگ جون وقتی تکلیف هارو نگاه میکردن با دیدن اسم من همیشه میپرسیدن"کیم هیونگ جون کدومتونین؟"
اگه به برنامه ام پیک هم دقت کنین دوستای دبیرستان جونگ مین و هیونگ جون اصلا مشترک نیستن... به طور کلی،هیونگ جون دوست خاصی از دبیرستانش نداره
اولین باری که هیونگ و جونگ همو دیده بودن توی DSP‌بود.
هیونگ جون دوست داشت توی یه گروه کارش رو شروع کنه و میدونست برای اینکار باید خیلی تمرین کنه و به عنوان کارآموز بازهم توی کمپانی مانگنه محسوب میشد... تمام پسرای بزرگتر از اون یکی یکی بدون اینکه چیزی بگن هی ناپدید میشدن.از گروهی که هیونگ توش قرار بود دیبوت کنه همه مدام محو میشدن تا اخر خود هیونگ جون باقی موند... تااینکه یه روز یهو جونگ مین توی کمپانی ظاهر میشه... درواقع برای اولین باری که جونگ مین رو دید واقعا از دیدنش خوشحال شد.
و چون اولین نفری بود که واقعا اومد توی گروهی که هیونگ جون میخواست توش باشه به قول جونگ مین خیلی اون اول دوستش داشت درواقع جونگ مین اولین دوست توی گروه 5 نفرشونه.
تااینکه بعد از اون هیون جونگ اومد و بعد کیوجونگ. چی بین هیونگ و این دوتا بود برمیگرده به پست مخصوص خودشون.

اما به بحث احساسات فکرکنین...گاهی افرادی هستن که دوست داشتنشون رو حس میکنین...بعضیا هستن که دوستشون دارید اما وقتی جدا میشید ازش میفهمید...بعضیا هستن که بهشون عادت دارید...میخوام بگم که احساسات دوست داشتن مختلفه...
هیونگ جون واقعا به عنوان یه برادربزرگتر عاشق هیون جونگ شد... اما با وجود حرفی که جونگ مین زد که اون اول فقط منو دوست داشت اما وقتی بقیه اومدن رفت سراغ اونا...این همش شوخیه... هیونگ جون به عنوان یه دوست واقعا جونگ مین رو دوست داره.
و درواقع این دوتا از بین رابطه 5 تاییشون همدیگه رو بیشتر از بقیه دوست دارن... اما این دوست داشتن مثل دوستی بین آدمای خیلی صمیمیه.
میشه گفت ناگستتنی ترین رابطه بین اعضا مال همین دونفره.
اما چیزی که این دوتارو معروف کرد رابطه عشق و نفرتشون یا همون تام و جری خودمونه.
هیونگ جون و جونگ مین عاشق تو سروکله هم زدن هستن،همیشه سربه سر هم میذارن...مسخره هم میکنن...اذیت هم میکنن... جلوی دوربین بد همو میگن اما بعد سه ثانیه ای یادشون میره.امکان نداره از هم ناراحت بشن.
وقتی جونگ مین توی موزیکال بود و هیون پسران فراتراز گل و اون سه نفر آلبوم یورمن رو بیرون دادن از هیونگ جون پرسیدن به نظرت کدوم عضو نباشه دیگه بهتره؟ هیونگ حون گفت جونگ مین.
و وقتی ازش پرسیدن دلت برای کی بیشتر از همه تنگ شده؟
بازم گفت جونگ مین.
علتشم این بود که کسی که همیشه جای خالیش توی گروه حس میشه جونگ مینه... اگه شیطنت ها و اذیت کردنای اون نباشه احساس خوشحالی نمیکنه.

وقتی گروه جدا شد جونگ مین گفت که من بیشترازهمه دلم برای هیونگ جون تنگ شده.همیشه اذیتش میکردم و یه جورایی یه احساس عشق و نفرتی بین ما هست(نیشش باز میشه اینجا) البته احساس نفرته بیشتره.... اما به طور کلی هرموقع که داریم با هیونگ جون تو سروکله هم میزنیم برای من خوشحال ترین زمانه.

وقتی از این شوخی ها خارج میشن..لابه لای حرفاشون میشه فهمید چقدر همدیگه رو دوست دارن.
هیونگ جون یه کیف مارک برای جونگ مین میخره ولی بخاطر سایزش جونگ هیچ وقت استفادش نمیکنه اما اون رو نگه میداره و توی یه مصاحبه هم میگه یکی از باارزش ترین هدیه هاییه که گرفتم.
و بعد از اولین سولو استیجش هم گفت که من بین اعضا بیشتر از همه اون زمان به هیونگ جون فکرکردم.

هیونگ جون هم درمورد جونگ مین واقعی میگه که"جونگی واقعا صمیمیه.منظورم این نیست که حالت صورتش یا حرفای ظاهریش صمیمی باشه..بلکه شخصیتش و واقعیتش همینه.توی خونه حتی گاهی بهمون کمک میکنه،غذا برامون درست میکنه... یه دوست جالب و سرگرم کنندست.


چیز دیگه ای هم که دراین دو هست اینه که بعد از منحل شدن گروه هم دست از حمایت هم برنداشتن و به طور مرتب حتی شده کوتاه از هم حمایت میکردن.
اولین فن میتینگ جونگ مین، هیونگ جون ظاهر شد و آهنگ If u cannot رو همراهش خوند.
تولد هیونگ جون وقتی کاملا باورکرده بود هیچ کدوم از اعضا به اونجا نمیان یهو جونگ مین که گفته بود برنامش سنگینه و نمیتونه بیاد ظاهر شد و از خوشحالی حضور جونگ مین گریه کرد.
حضور در پشت صحنه موزیکال هیونگ جون... حضور در تولد های هم دیگه... میتینگ ها...استیج ها... همه و همه رابطه ناگسستنی این دو رو ثابت میکنه.

مهم نیست 5 سال ... 10سال ...50 سال بگذره... توی سرنوشتون نوشته شد از همون روز اولی که همدیگه رو دیدن ... که باهم بمونن..دوست باشن...پشتیبان هم باشن... حتی توی شلوغترین برنامه ها هم باهم باشن.

هیونگ جون و جونگ مین از روز اول هیچ عشقی جلوی دوربین مثل خیلی ها نشون ندادن..همیشه توسرکله هم زدن و اذیت هم کردن اما توی قلبشون..این فقط یه سرگرمی دوطرفه بود... برادرانه بهم عشق میورزیدن.
حتی با وجود این اذیت کردن ها جلوی دوربین وقتی موقعش میرسید هم از هم حمایت میکردن.
وقتی توی MBC star fishery وقتی هیونگ درمورد رفتارش با خواننده های تازه کار گفت مجری گیر داده بود به هیونگ و گفت"شماها بعضی وقتا از دست هیونگ جون خجالت نمیکشین؟"
با وجود تمام اذیت هایی که همیشه هیونگ رو میکنن، میدونستن الان باید هواش رو داشته باشن و اول هیون جونگ گفت که"هیونگ جون اینارو فقط میگه تا بامزه باشه.وگرنه توی قلبش خیلی مهربونه"
و جونگ مین هم پشتش دراومد و گفت"بین خواننده ها،هیچ کسی رو پیدا نمیکنین که به اندازه هیونگ جون با تازه کارها خوش رفتاری کنه"
مجری هم قشنگ صافشون کرد با زمین و گفت"ولی همین الان هیونگ جون بهمون گفت از اون دوتا تازه کار کوچیکتر متنفر بوده"
و بااین وجود جونگ مین باز اومد حمایت کنه ازش که دیگه بهش گفت لازم نیست خودتو مجبور کنی ازش دفاع کنی.
بااینکه جو یه جو طنز بود اون لحظه اما بااین حال این نشون میده در کنار اذیت کردن ها...وقت شناس هم هستن و میدونن کی باید هوای هم رو داشته باشن و کی سعی کنن باحال باشن... درواقع زیاده روی توی کارشون نیست.




نوع مطلب : Jung min & Hyung jun، Park jung min، Kim hyung joon، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 25 اردیبهشت 1394 10:41 ب.ظ
ینی من عاششششششقشونم میسی عشخم
شنبه 28 تیر 1393 01:46 ب.ظ
من اخرش نفهمیدم كه هیونگ جون جونگ مین رو بیشتر دوس داره یا هیون جونگ؟؟
شنبه 28 تیر 1393 01:45 ب.ظ
من اخرش نفهمیدم كه هیونگ جون جونگ مین رو بیشتر دوس داره یا هیون جونگ؟؟
Suzan

جونگ مین رو
پنجشنبه 4 مهر 1392 12:38 ق.ظ
azizaaaaam.... inke miran tavalode hamdige....kolan mano mikosheeeeeeeee... aliiiiiiii bood suzy
Suzan

عاششششششق اینکاراشونم
یکشنبه 24 شهریور 1392 04:45 ب.ظ
قربون دوتاشونم برم.این جونگی نمکدونه هااااااا.راستی راسته که میگن جونگی قراره بیاد ایران؟؟؟؟؟؟؟؟
Suzan

نه عزیزم
فقط یه امضا واسه یکی ازفن های ایرانی زده بود گفته بود میام ایران
اما فقط گفت..مثل تمام حرفای دیگه ای که میزنن
سه شنبه 19 شهریور 1392 04:22 ب.ظ
وای من عاشق این دوتام
هم خودشونو دوست دارم هم را
Suzan

منم دوس داری؟ :D
شنبه 16 شهریور 1392 11:29 ق.ظ
جونمی ورابطه...
بیچاره هیونگ...من برم اون مجریه روخفه کنم وبیام...بای بای...
Suzan

چیکار مجری بدبخت داری :))
خوبشون کرد :)))
شنبه 9 شهریور 1392 11:16 ب.ظ
وایییییییییی یخچال کادو دادن؟!!!!!!!
اونی نمیدونی به کیو چه چیز عجسب غریبی دادن؟ به گوشت نخورده؟ نکنه به کیو ماشین دادن!! وای اونوقت میشه قضیه ی هیون که میاد تشکر کنه میگه کافی نیست یارو رو بغل میکنه!!:|
Suzan

آره^^
نه تاحالا حرفی نزده کیو
کیو فکرکنم اصلا ماشین نداره:دی
نه دیگه اینجا بغل کردن کافی نیست..بوس لب به لب لازم میشه :)))
دوشنبه 4 شهریور 1392 03:02 ب.ظ
منو گول نزن...تام گربه ست....
Suzan

:)))))
یکشنبه 3 شهریور 1392 04:25 ب.ظ
اونی بلاخره دندون هیون چی شد؟! چیزیش شده بود ؟ رفت کشید:))) یا نه به خیر گذشت؟
Suzan

کدوم؟اونی که بخاطر پرش از ارتفاع درد گرفت؟
هیچی.خوب شد
یکشنبه 3 شهریور 1392 04:24 ب.ظ
الانا که خوبه باید کلی کادو بگیری.:)
میگن هر چی بزرگتر میشی بدتر میشه!! دیگه کسی کادو نمیده!!:|
همیشه میگم اگه من جای این هیون یا جونگ مین مخصوصا یا کلا جای یکی از دابل اس بودم حال میداد چرا؟ فقط به یه دلیل گنده که هر چی کادو از فن ها میگرفتم تند و تند از شب تا صبح میشستم باز میکردم:))) عاشق کادو باز کردنم حتی اگه کادوی خودم نباشه:)
ولی مشکوک میزنی!! معلومه یه چیزایی گرفتی . صد در صد .;))
اشکال نداره میریم دم خونه ی کیو جشن تولتو میگیریم:))
Suzan

آره امسال خوب بود^^
نه امسال دادن
وای آرهههههههه... ماله یونگ که خوش تره:-ا یخچال به اون گرونی هم کادو میدن بهش
یکشنبه 3 شهریور 1392 03:20 ب.ظ
http://upcity.ir/images2/66778271257950312418.jpg
شنبه 2 شهریور 1392 10:40 ب.ظ
سلام..سری دوم عکسارو بفرستم؟؟؟
Suzan

آره عزیزم بده
جمعه 1 شهریور 1392 12:52 ب.ظ
هیمرابطه جونگ و هیونگ رو دوست دارم
Suzan

منمممممممم
پنجشنبه 31 مرداد 1392 04:19 ب.ظ
saalam man va doostam ye webe jadid az ss501 zadim khoshhal mishim sar bezani va belnkimoon,rasti joze linkamooni
Suzan

ممنون خانمی^^
چهارشنبه 30 مرداد 1392 09:40 ب.ظ
be omide khoda ta tavalode badit ss501 ham bar migarde 2 ta jashno ba ham migiriiim
Suzan

نه دیگه... تولد بعدیم دبل اس کلهم سربازین ...فقط کیوجونگ هستش :)))
چهارشنبه 30 مرداد 1392 09:22 ب.ظ
انشاا... تولدهای بعدی توی کره جلوی در خونه ی هیون:)))))))
;)))
Suzan

نمیخوام
خونش سگ داره :-ا
چهارشنبه 30 مرداد 1392 09:22 ب.ظ
با سه تا مطلب(دو تا کلیپ و قسمت 16 داستان)آپیم.
نظرسنجی ام داریم دوس داشتی شرکت کن!
Suzan

مرسی عزیزم ^^
چهارشنبه 30 مرداد 1392 09:21 ب.ظ
آنیو اونی
الان زوده ولی میگم به امید اینکه جزء نفرات اول باشم:) ;))

سنگیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل چوکاهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه اونیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
چوکاهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه:)
هر چی گرفتی 50-50 یادت نره:))
Suzan

آنیوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
اولین نفری :)))
کی به من کادو میده آخه؟؟؟‌:)))
سه شنبه 29 مرداد 1392 11:41 ق.ظ
ادم حسرت همچین دوستیها رو میخوره...واقعا خوشحالم براشون...بیشتر از همه کنجکاو رابطه هیونگ و یونگیم...ممنون سوزان جون.
Suzan

منم از این دوستیا میخوام
هیونگ و یونگ؟؟؟ هیچی بینشون نیست :)))
سه شنبه 29 مرداد 1392 08:23 ق.ظ

این کلیپو از کجا گیر بیارم اابته غیر یو.تو.ب
Suzan

هارد کامپیوتر من :دی
سه شنبه 29 مرداد 1392 08:19 ق.ظ
میشه بگی کلیپ این عکس بالایی که جونگ هیونگو بغل کرد
Suzan

فن میتینگ هیونگه زمان آلبوم گرل
یادم نیست کدومشه
دوشنبه 28 مرداد 1392 11:27 ب.ظ
سوزی تو واتس اپ فالتو دیدی؟؟؟
اونجا برات فرستادم....
Suzan

یسسسسسسسسسسسس
دوشنبه 28 مرداد 1392 11:24 ب.ظ
آقااااا نمیشه اینا تام و جری نباشن...؟؟؟
خوب من از گربه میترسم....
Suzan

تام که گربه نیست... کارتونه
دوشنبه 28 مرداد 1392 11:24 ب.ظ
الهییی فداشووون بشممم....
جگرگوشه های منن....
Suzan

تام و جرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
کیوجونگم بهشون میگه تام و جری
دوشنبه 28 مرداد 1392 10:34 ب.ظ
akhe suzan maro mikoshe...midoonam
Suzan

مگه من قاتلم؟؟ سووووووووووت :)))
دوشنبه 28 مرداد 1392 09:50 ب.ظ
اونی معذرت میخواممممممم ولی نمیشه یه كوچولوی دیگه بحرفیم؟؟؟خو دلم میخواد با هم اشنا بشیم
Suzan

راحت باش گلم...من چیکار دارم ^^
دوشنبه 28 مرداد 1392 09:20 ب.ظ
چقدرررررررر خوب:))))))))) به این میگن دوست که همیشه هواتو داره:) خوبه که اینطری پشت هم در میان:)))
Suzan

دقیقا ^^
دوشنبه 28 مرداد 1392 09:00 ب.ظ
saly?mani nadare fek konam
laghabe mane
injaram kardim chat room
Suzan

راحت باش گلم ^^
دوشنبه 28 مرداد 1392 03:39 ب.ظ
اوكی سالی جون فكر كردم اولای تیر بودی.راستی عاشق اسمتمنمیدونی معنیش چیه؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :