تبلیغات
دبل اس 501 - YS Overjoyed concert
 
دبل اس 501
 
 
شنبه 2 شهریور 1392 :: نویسنده : Suzan
آنیاسئووووووووو
اول از همه شرمنده بابت تاخیر.نمیخوام دروغ بگم... حقیقتش درگیر تماشای سریال دکترجین بودم و دو روزم عذاداری واسه جه جونگ بود.دیگه امروز اومدم
یه سوال.قالب واسه شما درسته؟؟؟
امروز 3000مین روز دبل اس بود... دلیل اینکه من اصرار دارم از هر 5 نفر همزمان حمایت شه میدونین چیه؟اینکه میگم از هر 5تا حمایت کنین و بدون فرق گذاشتن برای همشون و وقت بذارید براشون.
دلیلش اینه که به نظر من دبل اسی که فعلا اعضاش روی سولو کار میکنن تفاوتی با DBSK منحل شده ندارن.وقتی هر دو گروه کنسرتی برگزار میکنن اینطوری نیست یه گروهشون 6 برابر اون یکی جمعیت داشته باشه... عظمت هردو گروه در حد عکس زیره:
DBSK
JYJ
یعنی ما از کاشوپیا کمتریم؟؟؟؟؟ مایی که گروه مورد علاقمون بعد از دبل اس به عنوان موج دوم هالیو توی کی پاپ محسوب میشه و حتی گروهای تازه واردی که میخوان برن به ژاپن هم به زبون گفتن که آسونی کار ما بخاطر زحمت های DBSK و SS501 هست
آخرین کنسرت ما با‌آخرین کنسرت کاشوپیا فرقی نداشت... هردو از غم انگیز ترین جدایی ها بودن... اگه اونا تونستن با خودشون کنار بیان و هر دو گروه رو حمایت کنن.. چرا ما نتونیم از هر 5 نفر حمایت کنیم؟
خب دیگه حرف نمیزنم... نمیخوام به کنسرت آخر هیچ کدوم از این دوتا فکرکنم
------------------
این پست یه سری از حرفای یونگ توی کنسرت اورجوید هست که البته همش قابل فهم نبود و ننوشتم.مترجم فقط تونسته کره ایا رو ترجمه کنه

چیزی که توی اجراها فهمیدنش سخت بود خستگی یونگ سنگ بود.وقتی مصاحبه میون کنسرت رو تماشا کنین خستگیش به وضوح قابل مشاهده بود اونقدر که وقتی مترجم داشت حرفاشو به ژاپنی بیان میکرد چندبار چشم هاش از خواب روی هم رفت.
در نتیجه یه خورده هم تو کنسرت گیج میزد

مجری: زمانی که با فن هات توی کنسرت صحبت میکردی حس خوبی داشت؟
فن ها با خوشحالی دست زدن و یونگ با گیجی پرسید:من؟من که صحبتی نکردم.
مجری براش توضیح داد که منظورش صحبت های کوتاهی بود که بین اجراش داشت و یونگم تازه ماجرا رو گرفت و گفت:هااااا اونو میگید؟اونجا که من فقط داشتم با خودم حرف میزدم... مثل یه کامنت بود بیشتر

مجری:چه حسی داری که الان یه هنرمند شدی؟
یونگ قیافه خنده داری میگیره و میگه:من قبلا هم هنرمند بودم

مجری:خب حالا بیاید صحبت هامون رو شروع کنیم
یونگ با خنده:من فکر میکردم الان شروع کرده بودیم

مجری:من شنیدم که تو خودت اسم آهنگ اصلی رو انتخا کردی.چیشد که این انتخابو کردی؟
یونگ اول برمیگرده از مترجمش میپرسه:آلبوم اورجوید رو میگه دیگه؟
(الان مثلا انتظار داشت آلبوم وارنینگ رو بگه؟؟؟)
انتخابش خیلی ساده بود.اونا بهم گفتن یه اسم انتخاب کن.ولی چیزی به ذهنم نمیرسید... بعد این لایریک تو ذهنم اومد" oh baby just over joyed" ... ااااا خب اسمش شد اور جوید

مجری:آهنگ منو یاد آهنگ استیوی واندرز میندازه.
یونگ:من اون اهنگو دوست دارم.به اون اهنگ هم فکرکردم.اما من اونو میشناسم، اون که منو نمیشناسه.پس مشکلی نیست


در این لحظه یونگ بطری آب رو که سرش براش نی زده بودن بر میداره... نی رو میذاره تو دهنش،بعد پشیمون میشه نی رو در میاره و از سر بطری آب میخوره.
مجری مچشو میگیره و میپرسه:چرا با نی آب نخوردی؟(به تو چه)
یونگ: وقتی داشتم با نی آب میخوردم عین یه بچه بودم.من الان یه مردم.(1+1=giowmi )

مجری:من تعجب کردم که آهنگ اصلی آهنگ بالد نبود
یونگ:شخصا من فهمیدم که بالد خوندن سخته و هیچ جذابیتی هم نداره. وقتی هم اشتباه میکنی تو خوندن خیلی واضح میشه.دوست داشتم یه آهنگ بخونم که سرخوشانه باشه و بشه ازش لذت برد.به علاوه من آهنگای هنرمند آمریکایی آوریل لاوین رو هم دوس دارم واسه همین میخواستم یه چیزی تو استایل اون بخونم.... پس 1 2 3

مجری:از مشکلات موقع ضبط چی بود؟
یونگ:خب من هیچ کدوم از آدمای تو موزیک ویدئو رو نمیشناختم واسه همین یه جوری بود. زن های توی ام وی هم خیلی قدبلند بودن. باید خیلی کارا رو جلوی افرادی انجام میدادم که نمیشناختم و حتی با حرکاتی هم که باید انجام میدادم اشنایی نداشتم. تمام ذهنم شده بود پر ازاینکه آیا این حرکتم درسته یا نه.



سوالات فن ها:

-آیا اغلب به کارائوک میری؟اصولا چه اهنگی میخونی؟
یونگ:اغلب به کارائوک میرم و اصولا آهنگ "یک عشق" خواننده هئوگاک رو میخونم.
-آهنگای خودتو چقدر میخونی؟
یونگ:مال خودمو وقتی دارم ضبط میکنم خیلی میخونم.توی برنامه ها و کنسرت ها هم خیلی میخونم.پس نیازی نمیبینم بخوام جلوی دوستام هم بخونمشون.


-تولدت به زودی میرسه.ایا تصمیمی هم برای اون روز داری؟
خیلی وقت پیش من یه جشن تولد بزرگ داشتم.ولی دوستانی که به اون تولد اومدن باهم دعواشون شد.بعد از اون دیگه من جشن تولد نمیگیرم.پس هیچ برنامه ای هم ندارم
توپول از اونجایی که گیج میزد براش وضعیت رو توضیح دادن و ادامه داد: وقتی میگین برنامه منظورتون کنسرت یا فن میتینگه؟هااااا فکر کردم درمورد برنامه های شخصیم میپرسین... بهرحال واسه اونم برنامه ای ندارم. برای اون برید با B2m صبحت کنین.

در اینجا مترجم حرف های یونگ رو داره ترجمه میکنه و یونگ هم هی کلشو اینور اونور میچرخونه انگار دنبال چیزیه.
مجری:دنبال چی میگردی؟
یونگ:منیجر هیونجین...ببین اینجا نیست



-من یونگ سنگ اوپا رو خیلی دوست دارم.باید چیکار کنم؟
یونگ خیلی شیک 20 ثانیه تمام هی فقط لباشو تکون میداد و به یه جا خیره بود.آخرش هم پرسید:من چطور باید به این سوال جواب بدم؟
واقعا هیچ دلیلی برای دوست داشتن یه نفر وجود نداره.فقط باید به دنبال قلبت بری تا جایی که ازش پشیمون نشی.
-الان یعنی چی؟
یونگ:آهههه این سوال خیلی عمیقه.... وقتی من دارم درمورد رابطه حرف میزنم منظورم رابطه خواننده و فن نیست... منظورم رابطه بین دو جنس مخالفه.اگه یکی رو دوست داری و داری قلبت رو دنبال میکنی خوبه اما ممکنه زیاده روی هم بشه.ممکنه کاری کنی که شخص مقابل خوشش نیاد و بعد از اون کار پشیمون شی... پس برو دنبال قلبت اما همزمان که اون فرد رو دوست داری کمی هم مراقب رفتارت درمقابل اون باش.اگه این کارو کنی اون فرد هم این علاقه رو حس میکنه و بعد این علاقه دو طرفه میشه... آه ه ه  من خیلی جدی شدم.
بع داز اینکه مترجم این حرفارو ترجمه کرد یهو بی مقدمه شروع کرد:من یه چیزی یادم اومد.اگه از قلبت پیروی میکنی و باید اون فرد روببینی پس برو و ببینش.اگه میخوای باهاش ارتباط برقرار کنی باید اینکارو بکنی.اگه این تلاشو نکنی بعدا ازش پشیمون میشی.... وای باز جدی شدم.
(خیلی شیک...قشنگ...مجلی...پیچوند)



-آیا اغلب با اعضا در ارتباطین؟
یونگ:بله.نمیدونم اینو باید بگم یا نه.کیوجونگ الان ارتشه ولی آخر هفته ها مرخصی میگیره وگاهی میاد سئول و میگه بیاید همو ببینین.پس من و هیونگ جون و کیوجونگ همو ملاقات میکنیم.به علاوه داداشای دنسر و استایلیست ها.... بعد ما هیون جونگ رو اونجا دیدیم... بله لیدر رو دیدیم... م.س.ت بود(البته نه اون مستی که خنگ شده باشه ها.در حد سرخوش شدن تا حد کم) پس اینطوری ما چهارتا بر حسب اتفاق باهم ملاقات کردیم... جونگ مین هم...اون این روزا اصلا چیکار میکنه؟.. بهرحال ماچهارتا همو دیدیم.هیونگ جون داره یه دراما فیلمبرداری میکنه و تیزرش رو برامون پخش کرد.توی تیزر اون لباساشو در آورد و واقعا اندام خوبی داشت... پس آره ما اغلب همو میبینیم اما باهم خیلی ارتباط برقرار نمیکنیم.بهرحال مردا خیلی بهم زنگ نمیزنن.میزنن؟؟؟ ( ما دختریم زنگ نمیزنیم)


مجری:میکس آهنگای دبل اس که خوندی واقعا جالب بود.دلیلی داشت که اونا رو خوندی؟
یونگ:من خوندم؟
بعد مترجم و مجری براش توضیج دادن که حالیش شه همین بیست دقیقه پیش داشت میکس دبل رو اجرا میکرده.و یونگ گفت:اول اینکه فکر کردم خیلیا منتظر این اهنگا هستن. ولی چیزی که منو نگران میکرد این بود که موقع خوندن ممکنه کسی باهام نخونه. خصوصا توی پارت all my love . من داشتم با یه باند اجرا میکردم و یه لحظه صدای باند پایین اومد و من میکروفون رو به سمت حضار گرفتم و اون لحظه تنها چیزی که شنیدم صدای فن ها بود و یه لرز خاصی رو توی بدنم انداخت... واسه همین خوشحالم آهنگای دبل اس 501 رو خوندم.


مجری:کی دوباره برمیگردی؟
فن ها یهو همه باهم اههههههههههه
یونگ:زمانش تعیین شده.
طبق معمول یونگ دوزاریش کج بود و فکر کرد منظورشون کام بک با آلبومه. مجری براش توضیج داد منظورش یه کنسرت دیگه تو ژاپنه و یونگ گفت: یهو همه شروع کردن و گفتن اههههههه... ولی من زود برمیگردم دیگه نیازی به این اه گفتن نبود (منظورش یک سال بعده)


بقیشم مهم نبود.تموم شد






نوع مطلب : Heo young saeng، Ask & Answer، Information، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 مهر 1392 09:58 ب.ظ
خب این یارو مجریه هم کرم داشت دیگه
یکی نیست بگه تو که میبینی این حواسش نیست داره شیش میزنه ولش کن بذار بره.
بچه ام منگ بوده
Suzan

خو برنامه کنسرته دیگه.باید جواب سوال بمیداد :))))
شنبه 16 شهریور 1392 02:17 ب.ظ
وااای ... خیلی خنده دار بود ... یونگ خیلی باحال گیج میزد ... :))))))))))
Suzan

توپول خوابالو گیج خودم ^^
دوشنبه 11 شهریور 1392 08:33 ب.ظ
جونگ احمق نیییس
خودت که گیجی....یونگ سنگم احمقققققهههههههههههههههههههه....!!
سوزان چرا گیج شدی؟؟؟
تو همین پست جوابی که به نظر ملیکا دادی رو میییییگم.....!!!!
Suzan

مهشیییییییییید؟؟؟
نمیدونم...
اصلا قاطی کردم همه چیزو :-ا
دوشنبه 11 شهریور 1392 08:33 ب.ظ
جونگ احمق نیییس
خودت که گیجی....یونگ سنگم احمقققققهههههههههههههههههههه....!!
سوزان چرا گیج شدی؟؟؟
تو همین پست جوابی که به نظر ملیکا دادی رو میییییگم.....!!!!
یکشنبه 10 شهریور 1392 05:31 ب.ظ
کوووووومااووووووووو...
Suzan

^^
شنبه 9 شهریور 1392 10:43 ب.ظ
یونگ سنگ احمقققققققققهههههه......:-P
آرههه همینی ک ملیکا گفت....
دیییگه منو گیج نمیکنیا سوزان خانوووووم.......
Suzan

جونگ احمقه:دی
من خودم گیجم:)))
شنبه 9 شهریور 1392 10:19 ب.ظ
نه اونی منظور اونی مهشید اینیه که همین چند تا نظر پایین تر گفتی ! گفتی جونگ فکر کرد جونگ مینو میگی
Suzan

من هنوز گیجم :دی
جمعه 8 شهریور 1392 09:54 ب.ظ
عزیزم با قسمت اول داستانم تو وبلاگمهدیه اپم
منتظرتم
Suzan

مرسی گلم^^
جمعه 8 شهریور 1392 08:10 ب.ظ
وایییییییی چینجا؟!!!:)))
دیگه یه آدم همه چیزو با هم نداره.یونگ هم صدا داره ولی عوضش قدش متوسطه. ایراد نداره این به اون در:)
جمعه 8 شهریور 1392 08:10 ب.ظ
وایییییییی چینجا؟!!!:)))
دیگه یه آدم همه چیزو با هم نداره.یونگ هم صدا داره ولی عوضش قدش متوسطه. ایراد نداره این به اون در:)
Suzan

نه قدش خوبه
176.. چه خبرشه:-ا
فکرکن با قد من،خواننده موردعلاقم نردبون میشد :-ا:-ا
جمعه 8 شهریور 1392 02:48 ب.ظ
احمقمممم هست....
تو نطرای ملیکا گفتی واسه همین پرسیدم چون خودمم نشنیده
Suzan

مهشییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید:-ا
من تو نظرات ملیکا گفتم؟؟؟ :-0
کدوم پست؟بگو برم ببینم چه کردم :)))
جمعه 8 شهریور 1392 10:31 ق.ظ
مرسی اونی.حتما میخونم.
Suzan

^^
پنجشنبه 7 شهریور 1392 11:56 ب.ظ
ای جان...مگر چقدر اذیت شده بوده که توی کل مصاحبه این همه گیج میزد...آخی...جان
Suzan

خوابش میومده ^^
پنجشنبه 7 شهریور 1392 10:20 ب.ظ
واییییییییییی قربوند برم اونی.هم بخاطر جواب سوالم هم آدرس سایت.الانه که اشکام سرازیر شه.واقعا کامسامیدا. اونی میشه هر وقت سوال برام پیش اومد ازت بپرسم.آخه من تازه با دابل آشنا شدم.ممنون میشم.بوس بوسسسسسسسس
Suzan

عزیزم این وب برای سوال پرسیدنه و بالا بردن اطلاعات تریپل اس ها که البته اخیرا مجبورم برای نگه داشتن طرفدارها از گروهای قدیمی دیگه هم حمایت کنم
هرچی دوست داشتی بپرس.باشه؟
راحت باش
فقط یه خواهشی که ازت دارم.چون تازه آشنا شدی با دبل...پست های بیوگرافی رو حتما بخون عزیزم.
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:46 ب.ظ
یونگ سنگ احمق گیج...
سوزان جونگ تو کدوم برنامه پاش شکسته بود؟؟
Suzan

مهشیییییییییید...گیج هس اما احمق نیست :(
جونگ؟؟؟؟جونگ اصلا پاش نشکسته بود:-ا
عکسی داری یا چیزی؟من نشنیدم تاحالا پاش شکسته باشه
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:37 ب.ظ
آنیو اونی.مرسی که اینقدر به فکر مایی ولی خوشم اومدا چقدر باحال گیج میزده.معلومی خیلی خسته بهده .اونی یه سوال بالد چه نوع آهنگیه. راستی اون سایت داستان که داده بودی هر کاری کردم باز نشد. مثل اینکه سایتشو بستن تو آدرس دیگه ازش نداری؟من تو خماریه داستاناش موندم؟
Suzan

توپولی گیج خودم^^
آهنگ بالد به آهنگای آروم میگن
مثل آهنگ Forever توی آلبوم Destination
یا آهنگ again
اینه ادرس جدید اما کامل راه نیفتاده: http://superstar501-stories2.mihanblog.com/
چهارشنبه 6 شهریور 1392 01:48 ب.ظ
جایی نخوندم یکی از دوستام گفت....وای خدا رو شکر داشتم سکته میکردم...
Suzan

^^
سه شنبه 5 شهریور 1392 11:43 ب.ظ
به به سلام سوزان خانوم چ عجب!!!!!
راستی یه سوال خیلی مهم داشتم،راسته که میگن هیون گفته ما نمیتونیم آلبوم گروهی بدیم و من به دابل برنمی گردم و دوست دارم فن هام منو بدون دابل اس دوست داشته باشن؟!؟؟!؟!اصن ذهنمو درگیر کرده شدید...
بعد یه چیز دیگه این مصاحبش مال چه وقتیه؟!
Suzan

نه عزیزم هیون جونگ همچین حرفی نزده اصلا.
اینو از کدوم وب خوندی؟
سه شنبه 5 شهریور 1392 10:05 ب.ظ
5 shahrivar zadrooze suzane gol

tabriiiiiiiiiiiiikkkk...boooos boos



Suzan

مرسییییییییی
بوووووووووووووووووووووووووووس
سه شنبه 5 شهریور 1392 03:34 ب.ظ
وایییییییییییییی حتما حتما حتما حتما ببین این فیلم ایمانو یعنی به جرات میگم از دکتر جین هم چند درجه قشنگ تره:)
من دکترو بیشتر دوست داشتم ولی میگم اون صحنه که گفت مردم هر چی میخوان بگن تو زن باارزش منی جیگرم آتیش گرفت.راست میگی فیلم تلخی بود هیییییییییی پسره به بابائه کمک میکرد بابائه میزد تو سرش که بچه ی زن دومی و از اینا.منم دلم سوخت ولی حال کردی اونی چه قدی داشت؟!!!:))))))
Suzan

بذار کنکورمو بخونم دختر :)))
من اصلا فیلمو بخاطر جه جونگ نگاه کردم ^^ نقشش جیگرمو سوزوند :ا
جه جونگ؟؟؟ 180 تقریبا.جونگ هنوز بلند تره :دی
ولی یادمه یه بار جونگ پاش شکسته بود و روی چوبش خم شده بود.تازه شده بود قد یونگ سنگ که کنارش ایستاده بود :))))
سه شنبه 5 شهریور 1392 05:40 ق.ظ
اونی تولدتم مبااااااااااااااااااااااارک
Suzan

مرسیییییییییییییییییییییییییی
دوشنبه 4 شهریور 1392 05:39 ب.ظ
اتفاقا امروز همین بلا هم سر من اومد منم یهو رفتم تو هنگدنیا بیا اسمامونو عوض كنیم یا تو عوض كن یا من اینجوری دیگه لازم نمیشه هروقت خواستیم نظر بدیم بگیم ما كدوم دنیاییم نظرت چیه گوگولی مگولی؟؟؟
Suzan

نه یکیتون یه چیزی به اسمش اضافه کنه
نیازی نیست عوض کنین
دوشنبه 4 شهریور 1392 02:03 ب.ظ
اونی به نظرت روابط کدوم گروه ها فقط جلوی دوربینه؟
Suzan

70 درصدشون؟؟؟
با توجه به اتفاقات بین فن ها کی پاپ یاد گرفته که علاقه فن ها به سمت برادری های بین اعضای گروها کشیده میشه برای همین این روزا گروها شروع کردن دم زدن از اینکه ماها تا ابد باهم میمونیم و این راهو باه مشروع کردیم و باهم تموم میکنیم..میگن اعضا برای ما همه چیزه و حرفایی از این قبیل.
اما واقعیت اینه... توی کی پاپ هیچ دو گروهی نبوده به اندازه DBSK و SS501 که همه به برادری این اعضا افتخار کنن.
اما ببین هردوشون الان کجا ایستادن.
دوشنبه 4 شهریور 1392 01:58 ب.ظ
وااااااااااااااااااااای...اونی...این صدائه که چانگ مین داره؟.....نه...یه چیز دیگس...محشره.....ما اونطوری جیغ بزنیم حنجرمون پاره که هیچ کلا نابود میشه
Suzan

چانگمین از معدود خواننده هاییه که صداش 4 اکتاوه هست
قدرت صداش رو توی Catch me و rising sun خیلی خوب نشون داده.
من در اون حد میتونم جیغ بکشم:-ا از بچگی تمرین جیغ میکردم :)))
دوشنبه 4 شهریور 1392 01:35 ب.ظ

من الان دنیای خبیثم اشتباهم نگیرین

وای دنیا چند وقت پیش داشتم یکی از پستای سوزانو می خوندم بعد چون تو هم اسمتو شبیه من می نویسی یهو رفتم تو هنگ که من کی این نظرو واسه سوزان گذاشتم خودم یادم نیست... قشنگ پنج دقیقه ای این بودم

بعد فهمیدم قضیه جیه
Suzan

خیلی هم خوب:-ا
من گیج شدم
دوشنبه 4 شهریور 1392 11:13 ق.ظ
یونگ سنگــــــــــــــــ
Suzan

:دی
دوشنبه 4 شهریور 1392 10:15 ق.ظ
سلااااام.سوزززی منم هم اسم خودمو پیدا كردم.دنیا شی انیوووو منم دنیااااممن دنیای شیرازیم
اونجا كه یونگ گفت منیجر هیونجین اینجا نیست منظورش چی بود؟؟این یارو منیجرشه؟؟؟با هم خیلی خوبن؟؟
Suzan

سلااااااام
الان دنیا کیه دنیا کیه؟
منیجرشو دوست داره ^^‌صمیمین
یکشنبه 3 شهریور 1392 11:08 ب.ظ
اونی چه اتفاقی افتاده بود(یابهتر بگم افتاب از کدوم طرف دراومده بود )که هیون برای دیدن کیو به تمرین موزیکالش رفته بود؟
Suzan

اون که ماله نزدیک سه سال پیشه
خب داداش بزرگه رفته بود واسه حمایت داداش کوچیکش^^
اون اوایل هر 5 تا مدام بهم سر میزدن و حمایت میکردن از هم
یکشنبه 3 شهریور 1392 08:53 ب.ظ
این بشر اصلا معلوم نیست حواسش کجا هست چیکار میکنه....... خوب نباید یه استراحت کوچولو میداشت؟"!!
Suzan

نمیدونم والا :-ا
هیچ برنامه ای هم قبلش نداشته
احتمالا بخاطر استرس استراحت نکرده بود
یکشنبه 3 شهریور 1392 08:15 ب.ظ
چرا اینقد نامردین میزاشتین استراحت کنه
مجری:میکس آهنگای دابل اس که خوندی واقعا جالب بود...دلیلی داشت؟
یونگ:من خوندم؟؟
آخیییییی
Suzan

یعنی کنسرتو کنسل میکردن؟
توپول گییییییییییج :))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :