تبلیغات
دبل اس 501 - Heo young saeng present
 
دبل اس 501
 
 
سه شنبه 14 آبان 1392 :: نویسنده : Suzan


امسال روز مادر یونگ سنگ به مادرش یه هدیه داد.اما پشت این هدیه یه سری قضیه هست که از زبون خود یونگ مینویسم.
"چندروز پیش روز مادر بود.من کلا بلد نیستم کار خاصی انجام بدم.,ولی با خودم گفتم حداقلل یه گل باید بهش بدم.رفتم گل فروشی و اونجا فهمیدم کیف پولم رو جا گذاشتم.برای همین اون گل رو با کارت اعتباری کمپانی خریدم و بعد گل رو به مادرم دادم.من حتی نمیتونم کلمات رو خوب بیان کنم.و فقط خیلی خشک و خالی گفتم:مامان این گل برای روز مادره.... اما توی قلبم حس خوبی نداشتم."

بعد هم یه پیام ویدئویی برای مادرش گذاشت:مامان بااینکه من اون گل رو با کارت اعتبار کمپانی خریدم اما بهرحال اونا این پول رو از حسابم کم میکنن.پیس من گل رو با پول خودم خریدم.و بااینکه نتونستم چیز خاصی بهت بگم اما دوستت دارم.





نوع مطلب : Heo young saeng، Memory، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 آذر 1392 04:46 ب.ظ
خب خدا رو شکر که به هم نزدیک شدن:) چطور مگه؟ خبر ی شده؟
Suzan

خبر؟هیچی
جمعه 8 آذر 1392 01:19 ب.ظ
واییییی نه!! در پاسخ به نظر اونی نجمه:)

خیلیا فکر میکنن بروز نمیدن ولی بروز میدن!! مثلا هیچوقت به کسی که دوسش دارن نمیگن ولی مثلا اینقدرررررر مامانشون یا باباشون رو ماچ گنده به قول اونی نجمه میکنن که دیگه طرف میفهمه. خوب این مشکلی نیست:)
ولی یونگو درک میکنم چون من مثلا نمیتونم به یکی این جمله رو بگم، اصلا هم ابراز احساسات نمیکنم...ابداا
آخرین باری که مامانم یا بابامو بوس کردم واقعاااااا یادم نمیاد، از تماس فیزیک ی هم کلا خوشم نمیاد!!
به اینا میگن مشکل اونی... که من واقعا نمیتونم اینکارا رو بکنم... اصلا خوشم نمیاد. یونگم منظورش اینه که هیچ جوره نمیتونه به طرف بفهمونه که دوسش داره مگر طرف مقابل خیلی دقت بکنه.
اینم نه به خاطر اینکه اینجور آدما از جمله خودم احساسات ندارن. اتفاقا دارن.نمیتونن ابراز کنن.

این بود واقعیتهای من:))))))))) ;))
Suzan

من یادم میره بوسشون کنم
جدیدا که خیلی خودشو مامانش نزدیک شدن
چهارشنبه 6 آذر 1392 02:31 ب.ظ
وای این پرنیا که دو تا پایین تره کیه؟؟؟
من پرنیام،فقط خودددددددددددددددددم
کیستی ای ناشناس؟؟؟
این پرنیا من نیستممممممممممممم
هویتمو بهم برگردونیننننننننننن
Suzan


پیش میاد
دوشنبه 4 آذر 1392 01:27 ب.ظ
اووووووووخی چه سخته
منم نمیتونم احساسمو به زبون بیارم معمولا با رفتارم نشون میدم
مثلا من جاش بودم میپریدم یه ماچ گنده میکردم مامانمو
Suzan


من همونم انجام نمیدم
یکشنبه 26 آبان 1392 08:18 ب.ظ
اوخیییی مرسی عزیزم
Suzan

جمعه 17 آبان 1392 10:12 ب.ظ
به نظرما هر کسی دوست داره برای یکی خاص باشه نه؟؟!! واسه همین از طرف مقابل انتظار داره که حتما بشنوه براش خاصه... که البته به نظرم و به قول کیو:))))
این دیگه خیلییی زیادیه!!....

نه اتفاقا اونی راحیل اگه پسر بودیم که بیچاااااااااااااره بودیم!! دختره همش میخواست بشنوه که بهش بگیم دوستت دارم!! دردسرش بیشتر بود آخرم مجبور بودیم اصلا زن نگیریم ولی وقتی دختریم یه کم این قضیه عادی تره چون معمولا نه همیشه زیاد از دخترا انتظار نمیره که این جمله رو بگن البته بازم بستگی به طرف آدم داره، کلا که نسبیه.
ولی در کل عمیقااااااا یونگ سنگ رو درک میکنم چی میگه.:)
Suzan

منم دلم میخواد برای یکی فقط خودم باشم
جمعه 17 آبان 1392 11:30 ق.ظ
خوبه تونسته یه چیزی بگه..من همونم نمیتونم! فکر کنم باید عین بابام از خودم فیلم بگیرم
Suzan

تو کی هستی؟
جمعه 17 آبان 1392 11:29 ق.ظ
واقعا ابراز احساسات مسخرست ها!
Suzan

موافق
جمعه 17 آبان 1392 11:28 ق.ظ
الهی عزیییییییییییزم..بابای مهربونم
Suzan

جمعه 17 آبان 1392 08:09 ق.ظ
آره ملیکا جون به نظرم با عمل به یکی ثابت کنی دوسش داری بهتر و با ارزش تره تا با حرف
به عمل کار براید به سخن دانی نیست ولی من واقعا نمیدونم چرا همه دوست دارن بشنون دوست داشتنو نه اینکه با عمل ثابت شه بهشون.....
البته اگه بخوای از نظر علمی بگی کلا تو ذات هر فردیه که دوست داره بشنوه که دوسش دارن اینجوری احساس مهم بودن میکنه ولی چرا من اینجوری نیستم؟؟؟؟؟ترجیح میدم با عمل باشه نه با حرف
Suzan

من واسه همین از هیون خوشم میاد
از این لوس بازیا نداره...با عمل نشونت میده
جمعه 17 آبان 1392 08:05 ق.ظ
میگما من هرچی فکر میکنم باز به این نتیجه میرسم که اگه من و سوزان جونو ملیکا جون و پرنیا جون و کلا هرکی که بلد نیست ابراز احساسات کنه،اگه پسر بودیم راحت تر بودیم والا
حالا شما باز خوبین نمیتونین ابراز کنین من نه تنها نمیتونم اگرم بتونم عمرا ابراز کنم حاضرم طرفمو از دست بدم ولی غرورمو له نکنم احساساتم بروز بدم تازه کسی جرئت نمیکنه بهتم ابراز احساسات کنه بنده های خدا میدونن چطوری از رو میبرمشون کسی نمیاد ابراز کنه
جالبیش اینه قبل از اینکه باهام دوست شن همه فکر میکنن من یه ادم به شدت مغرورم که هیچکسو جز خودم نمیبینم و پر از ادعام و قبل اینکه باهام باشن به شدت ازم بدشون میاد
همچین ادم نرمالیم من
Suzan

بریم پسر شیم
منم کپ تو
پنجشنبه 16 آبان 1392 07:47 ب.ظ
منم به نظرم لازم نیست حتما به یکی بگی ولی دقت کردی همه دوست دارن بشنون؟؟؟؟!!!
Suzan


من حتی دوس ندارم بشنوم
دوس دارم نوشنم بدن
پنجشنبه 16 آبان 1392 02:05 ب.ظ
داداش یونگیییییییییییییییییی اصن یاد این میوفتم که سربازیه بغض بر گلوم چنگ میزنهخوبه باز یادش بوده من ک روز مادرو مامانم تبریک میگهخخخخخخخ!!!!
Suzan


200 و خورده ای روز دیگه
پنجشنبه 16 آبان 1392 09:39 ق.ظ
گیج زد دیگه،کیف پولشو نبرده بود
Suzan

هااااااااا
چهارشنبه 15 آبان 1392 09:36 ب.ظ
وایییییییییی خدای من منم همینم به جون خودم!! اونی اصلاااااااا نمیتونم ابراز احساسات کنم.مثلا کلی چیز آماده میکنم روز تولد مامانم بهش بگم بعد که روزش و لحظش میشه اصلا نمیتونم حرف بزنم!!!! چرا واقعا؟!!! یعنی اصلا زبونه بند میاد...
همه تو فامیل به من میگن دختری یا یه تیکه چوب؟؟؟!!!!:|||
Suzan

خو اخه ابراز احساسات مسخرس
چهارشنبه 15 آبان 1392 08:07 ب.ظ
یونگی پسرم خدا شفات بده

Suzan

خخخخخخخخ چرااااااااااا
چهارشنبه 15 آبان 1392 07:45 ب.ظ
من عااااااااااااااااااااااااااااااااااشق یونگم شدید...ته ابراز احساساته این بشر....
ممنون سوزانی
Suzan

عاشق این اخلاقشم
چهارشنبه 15 آبان 1392 05:25 ب.ظ
سوزان وقت داری تو این دوسال رو خودت کار کنی زیاد نیاز به ابراز احساسات شدید نداشته باشی:-/
وگرنه همیشه حسرت به دلش میمونی:|
ای جونم داداشم
Suzan

نیاز به کارکردن نیست
اینجا به من نگاه نکن
فکرکنم تنهاکسی که کلمه "دوستت دارم" رو از زبونم کشیده یکی از دوستامه ساعت 2 شب زنگ زده اینو از زبون من کشید.
یونگ سنگ ابراز احساسات بلد نیست.من نه تنها بلد نیستم...تازه بداخلاقی هم میکنم.غرهم میزنم
چهارشنبه 15 آبان 1392 02:32 ب.ظ
دقت کردی اصلا نمیشه گیج نرنه؟؟؟
عین خودم تو خونشهمن هر چی فکر میکنم میبینم کپی این بشرم فکر کنم واسه همینه اینقد دوسش دارم
Suzan

ایندفعه هم مگه گیج زد؟
اصلا ممن عاشق گیج زدنشم
چهارشنبه 15 آبان 1392 01:38 ب.ظ
Axhey...tofoooooooolie xoshgel
Manam mesle rahil az in model ebraze ehsasat xosham miad
:)))
Suzan

توفولی همیشه خوشگله
من یه گلم نمیخرم خودم هیچ وقت
روز مادر دست میکنم تو جیب پدر گرام
چهارشنبه 15 آبان 1392 01:29 ب.ظ
vaaaaaaaaaaay suzan.........


axesh kheeeeeeeeeyli biste


hayejane daste khodam nist
Suzan

سالی
چهارشنبه 15 آبان 1392 01:27 ب.ظ
bazam axesh kheeeeeeeeeeeeyli bisteee




merc suzi
Suzan

چهارشنبه 15 آبان 1392 01:26 ب.ظ
axesh biiiiiiiiiiiiiiiiiisteeeeeeee

Suzan

چهارشنبه 15 آبان 1392 12:08 ب.ظ
یونگ
سنگ!!
Suzan

عزیزم
چهارشنبه 15 آبان 1392 08:57 ق.ظ
کادوش یه طرف پیام ویدئوییش یه طرف...همیشه جیگره
Suzan

عاشق مامانشه
چهارشنبه 15 آبان 1392 06:06 ق.ظ
آخیییییییییییییییییییی الهی فداش شم یونگی گلم باور کن همین که گل گرفتی و دادی و احساستو به زبون اوردی خیلی ارزش داره حتی اگه هیچی نمیگفتی خیلی واسه مامانت ارزش داشت...........
خوشم میاد از این مدل ابراز احساسات کردن
Suzan

مادر یه لبخند بچشو هم درک میکنه ^^
اما بچست که دلش راضی نمیشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :