تبلیغات
دبل اس 501 - SS501 first meeting
 
دبل اس 501
 
 
سه شنبه 26 آذر 1392 :: نویسنده : Suzan
یه گزارش کوتاه وشایدم خسته کننده از اولین ملاقات دبل اس و فن هاشون به مناسبت روز تریپل اس
Happy Triple s Day
8th December 2013 our 8th anniversary... Chukaheeeeeeeeee



جونگ مین هم به مناسبت این روز برامون توییت زده و گفته:
Congratulations~^^ Happy Birthday~~♥ Thank you for always giving your supports^^

Once a Triple S...Always a Triple S

5 تا فن دختر توی رستوران منتظر نشسته بودن که هر 5 تا عضو دبل اس بالاخره وارد میشن.با ورودشون هر ده نفر مودبانه بهم احترام میذارن و سلام میکنن... بجای طرفدارا،دبل اس کمی خجالت میکشیدن و اولش نمیدونستن که چی باید بگن.آخرشم تصمیم میگیرن ور رفتن با منو غذا مفید تره
بعد از سفارش غذا هر 5 نفر خودشون رو معرفی میکنن.
لیدر مثل همیشه با وجود خجالت کشیدن اما صداش پرازاعتماد به نفس بود"آنیاسئو دبل اس اوگونگ ایل لیدر کیم هیون جونگ میدا"
بعد از اون هیونگ جون درحالیکه روی تفاوت اسمش با هیون جونگ تایید داره با لبخند خودش رو "کیم هیونگ جون"معرفی میکنه
یونگ سنگ درحالیکه از خجالت عقب جلو میشد خودش رو "هئویونگ سنگ" معرفی کرد و دستشو جلوی دهنش گرفت
کیوجونگ خیلی عادی و بی خجالت خودش رو معرفی کرد."کیم کیوجونگ میدا"
و در نهایت پارک جونگ مین درحالیکه مثل همیشه اعتماد به نفسش از خجالتش پیشی میگیره خودش رو معرفی میکنه"آنیاسئو.من خوشگل دبل اس پارک جونگ مین هستم"

و بعد همه حمله میکنن به غذا
وسط غذا خوردن هیونگ جون گیر داده بود به هیون که"هیونگ بذار من غذاتو برات ببرم"... هیونم هی میگفت نمیخواد خودم میتونم... بعد آخرش یهو هیونگ گفت:خب پس تو غذا رو برای من ببر"... هیونم رو شوخی هی چاقوشو به هیون نزدیک میکرد و میگفت:چیه؟ها؟چیه؟
هرچند در نهایت هیون گوشتای هیونگ رو براش به زشت ترین نحو ممکن برید و گفت اگه خوشگلشو میخوای خودت باید ببری

بعد از غذا یکی از طرفدارا از جمع دور میشه و درحالیکه کیکی در دست داره به دوربین میگه:ما الان میخوایم تولد هیون جونگ اوپا رو جشن بگیریم و کیک حاضر کردیم.چون تولدش درست قبل از دیبوته نمیتونیم اون موقع جشن بگیریم پس الان اینکارو میکنیم.کادو هم براش ساعت زنگ دار خریدیم چشماش خیلی شکل ساعته بود برای همین خریدیمش

بعد دوربین برمیگرده روی اعضای دور میز.دبل اس و فن ها درحال صحبت بودن و هیون جونگ گوشه روی صندلی نشسته و تو عالم خودش درحال نوشیدنی خوردن بود و بعدم به دوربین گفت:من از این گروه جدا شدم.
هیونگ تا اینو شنید بهش گفت توهم بیا بهمون ملحق شه.
هیونم با سرخوشی گفت:چرا؟من تنهایی خوشم.یه ذره میرم اونورتر..
یه دفعه چراغا خاموش میشه و آهنگ تولدت مبارک رو پخش میکنن و اون فن کیک رو برای هیون جونگ میاره و تولد هیون جونگ رو توی میکروفون تبریک میگن.
هیون اون لحظه از اون قیافه های چهاربعدیش که متعجب شده و باورش نمیشه به خودش گرفته بود
بعد از فوت کردن شمع ها ازش پرسیدن نظرت چیه؟
و هیون گفت:میدیدم یه نوری از اونور میاد.میخواستم برم اونجا و نگاه کنم ببینم چه خبره
بعد هم کادوش یعنی ساعت زنگ داره که شکل این جوجه هابود دادن و یه کلاه از این آفریقایای حصیری به هرکدوم از اعضا دادن

بعد از اون یونگ سنگ وسط خوش گذرونی میپره تو بحث جدی و از فن ها میپرسه:رنگ بالون رو چی انتخاب کردید؟؟
یکی از فن ها به اسم امرالد که نقش اصلی در انتخاب رنگ داشت گفت:سبز کمرنگ
و از همون لحظه رنگ فن کلاب دبل اس سبز کمرنگ شد
کیوجونگ گفت:8 ژوئن دیبوتمونه.خوشحال میشم اگه اون روز حمایتمون کنید.
یونگ سنگ هم هرموقع سوال میپرسید تا جوابشو میدادن میگفت:آآآآا... بعد با کله میرفت تو نوشیدنش

و سخنی  از فن ها به دبل اس:
1-مهم نیست چی بشه اما دبل اس 501 باید گروهی بشه که به همه نشون میده چقدر سخت تلاش میکنن.
2-هیچ وقت فراموش نکنید که در اول چه جوری بودید.همیشه سخت تلاش کنین مثل وقتی که تازه شروع کردین(با شماستا)
3-بهترین تلاشتون رو بکنید و جلو برید.فایتینگ.

و سخن دبل اس به فن ها:
جونگ مین:مهم نیست چی بشه.هیچ وقت این حرفا رو فراموش نمیکنیم.و بهترین تلاشمون رو انجام میدیم.متشکرم
کیوجونگ:درمقایسه با ملاقات آنلاین الان که رودرروییم خیلی احساس خجالت میکنم.اما بااین حال حس خوبی داره.ما دبل اسی میشیم که در آینده حتی بیشتر هم سخت کار میکنه.متشکرم
یونگ سنگ:من خجالتی ترم برای همین وقتی رودررو هستیم خیلی حرف نمیزنم.بنابراین وقتی دفعه بعد همو دیدیم امیدوارم بتونیم بیشتر صحبت کنیم.واقعا اوقات خوشی رو گذروندم.به تلاش سختمون ادامه میدیم و دبل اسی میشیم که هرگز فراموش نمیکنه چطور کارش رو شروع کرده
هیونگ جون:سخت تلاش میکنیم تا دبل اس 501 برتر باشیم.فایتینگ
هیون جونگ:فن ها از جاهای دوری اومدن.فنایی از بوسان،سئول و این یه حمایت عالیه.متشکرم.ما باید دبل اسی باشیم که سخت کار میکنه.






نوع مطلب : SS501، Memory، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 12 اسفند 1392 07:20 ب.ظ
دیگه واقعا صبر ندارم... میخوام برگردن..منظورم باهر پنج تاشونه...دلم برای همشون تنگ شده...یادش بخیر زمانی که وقتی میومدیم توی اینترنت فقط داشتیم توی گوگل سرچ میکردیم((ویدیو کلیپ جدید ازss501))..هی .... خیلی دوست دارم دوباره اون روزا برگرده همون روزایی که طرفدارا بیشمار بودن و همه ی وبلاگ های ss501شلوغ ...همون روزایی که ما منتظر اونا بودیم نه یکی نه دوتا ما منتظر همشون بودیم تا باهم بیان روی سن وباهم شعر بخونن....تنها خواسته ای که من الان از خدا دارم اینه که ss501 برگرده..اهای کسی که به خودت میگی تریپل اس .....پس محکم باش و دوباره با ss501 باش و بدون که یه روزی برمیگردن.
Suzan

کی دلش تنگ نشده؟
به نظرم کار سولوشون بزرگترین اشتباه بود
یکشنبه 15 دی 1392 05:50 ب.ظ
باشه اونی عجله ای نیست،هر وقت تونستی بوگو:)
دوشنبه 9 دی 1392 03:37 ب.ظ
سوزان جون میدونی اسم دوتا منیجر دابل که حالا با کیو و یونگن رو بگی؟
Suzan

یادم نیست
میانهههههه...حسش نیس الان برم بگردم.
قول قول بعدا پیدا میکنم بهت میگم
شنبه 7 دی 1392 01:42 ب.ظ
هایمی جون با سوزان بودم عزیزم ولی کلا وقتی بچه های قدیمی رو میبینم که هنوز تریپل اس هستن(که تعدادشون هم کم شده متاسفانه)واقعا خوشحال میشم
Suzan

اره
من که خل شدم از دست بچه های دیگه
جمعه 6 دی 1392 10:27 ب.ظ
آه فکر کنم با سوزان بودی....ببخشید...
Suzan

جمعه 6 دی 1392 10:26 ب.ظ
مینو جان با من بودی؟؟؟؟!!!!!!

چون من خیلی وقته هستم....دقیقا کجا رو می گی؟
چون بعد من کامنت گذاشتی فکر کردم شاید با من باشی....
Suzan

بامن بود
پنجشنبه 5 دی 1392 02:58 ب.ظ
من این برنامه رو دیدم . خیلی جالب بود !

خیلی دلم می خواد پسرا زودتر برگردن کنار هم !

وقتی گروه شینهوا رو می بینم فقط به این فکرم که پسرا برگردن پیش هم...همیشه به خودم می گفتم لیدر اینطوری داره خودکشی می کنه که بتونه برای جمع کردن گروهش یه کمپانی عالی راه بندازه .

ولی حالا نمی دونم دیگه چی بگم ! تپل لاغر هم که رفت سربازی..کیوجونگ هم که زده به کله ش ، کی برگرده خدا می دونه .

کاش این سه تا هم می رفتن سربازی !!!

من دستم به اینا برسه می زنم لهشون می کنم !! اول از همه پسر خودمو !! امشب باید وقتی خوابه موهاشو از ته بتراشم بلکه به خاطر موهای تراشیده شده ش هم که شده بره سربازی !!!

آوه...! مرسی از متنای خوب و مفیدت سوزان گلم ! وبتو واقعا دوست دارم . بخوام بین تمام وبای دابل بهش رتبه بدم ، رتبه ی یک رو می دم . واسه خاطر این همه توضیحات عالی !
Suzan

ایشالا
چی بگی؟یونگ سنگ گفت باید بریم همه سربازی... مطمئن باش اگه امکانش نبود واقعا دیگه حرفی از دبل نمیزدن
برمیگردن
بزن لهشون کن
دستت درد نکنه عزیزم
پنجشنبه 5 دی 1392 10:23 ق.ظ
MERRY CHRISTMAAAAAAAAAAAASSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSS
yoohoooooooooooooooooooooooooo:))))))))))))))))))))))))))))))))
oniiiiiiiiiiiiiiii MERRY CHRISTMASSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSS 2014
Suzan

مری کریسمس
پنجشنبه 5 دی 1392 01:04 ق.ظ
2 3 سال پیش یکی و میشناختم به اسم تو.یادش بخیر چه روزای خوبی بود.وقتی همه ی بچه های قدیمی بودن.تو فن کلاب اصلی...تو وب داستانا...
اگر همون باشی که میشناسم خوشحالم که حدااقل تو هنوز هستی!چون ادمای زیادی دوروبرم بودن که الان طرفدار یه گروه دیگن...!
Suzan

من دوتا مینو میشناسم
یکی نویسنده داستان بود تو وب مهی و کیوجونگ دوس داشت.فکرکنم اسمشم song for u‌بود.و یهو غیبش زد
یکی هم خواننده داستانم بود
اما از سوزان بودن که همونم
چهارشنبه 4 دی 1392 10:44 ب.ظ
سلام عزیزم.ممنون خیلی قشنگ بود...
بوس بوس...
سوزان جون تو جزو معدود تریپل اسایی هستی که هنوزم هستی بیشتریا رفتن.دیگه کمتر کره ای دوست جدیدی اصلا میدونه که همچین گروهی هم یه زمانی وجود داشته در حالی که هممون یه جورایی مدیونیم به اینا بخاطر لحظات قشنگی که برامون بوجود آوردن و خاطره های زیبایی که باهاشون داریم.فنای تی وی ایکس کیو رو ببین.حقم دارن ادعاشون بشه.
من خودمم TVXQ و سوپرجونیور و خیلی گروهای دیگه رم دوست دارم.ولی خوب هر چی باشه...
فقط تو مسئول نیستی ولی خواهش می کنم حالا که تونستی همچین جای قشنگی رو بسازی کارتو مستمر ادامه بدی...
شاید ما توانایی وصف های زیبایی که ازشون داری رو نداشته باشیم پس خواهش می کنم مستمر باش حتی شده برای جواب دادن به کامنتا...
بهرحال بازم ممنونم....
Suzan

فنای تی وی ایکس کیو که واقعا حق دارن ادعاشون بشه
یه مقدار گرفتاریام زیاده.و فقطم اینجا نیس
چشم عزیزم. سعی میکنم مستمر تر بیام
دوشنبه 2 دی 1392 12:03 ب.ظ
ممنون سوزان از پستهای خومشلت.عاااااااالی بود.
دابل اس...
Suzan

خواهش عزیزم
شنبه 30 آذر 1392 03:53 ب.ظ
یلدا به همه تی اسی های گل مبارک فایییییییییتییییییینگ
Suzan

مباررررررررررک
شنبه 30 آذر 1392 12:51 ق.ظ
خیلی قشنگ بود ولی واقعا حالم گرفته شد:| یادش بخیر
Suzan

جمعه 29 آذر 1392 03:58 ب.ظ

دلم براشون تنگوبیده.......
Suzan

منم
چهارشنبه 27 آذر 1392 09:32 ب.ظ
چه دبل اسی هم شدید اصن روحمان را شاد کردید....
عالی بود....من نخونده بودم....فایتیییییییییییییییییییییییینگ دابل ااااااااااااااااااس.....!
Suzan


چهارشنبه 27 آذر 1392 09:26 ب.ظ
مرسی گلم روزت مبارک
Suzan

چهارشنبه 27 آذر 1392 04:01 ب.ظ
ای جان...همشون خجالت کشیدن در هر صورت...کککک
ممنون
Suzan

عشقن
چهارشنبه 27 آذر 1392 03:46 ب.ظ
"من خوشگل دبل اس پارک جونگ مین هستم"
خیلی دوسش دارم ...
Suzan

منم سوزان هستم
خوشبختم
چهارشنبه 27 آذر 1392 02:38 ب.ظ
مرسییییییییییییی
روزمون مبارک
Suzan

مفالللللللللللللللک
چهارشنبه 27 آذر 1392 12:51 ب.ظ
خیلی باحال بودولی تابلو بوده دابل اس بسی خجالت کشیده...طوری که به غذاهای همدیگه گیر میدادن
فداااااااااشون
Suzan

کلا کارشون خجالت کشیدن بود
چهارشنبه 27 آذر 1392 12:36 ق.ظ
عالیییییییییی بوددد
Suzan

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


به تمام بازدید کننده ها خوش امد میگم
توی این وب میتونید به مرور تمام اطلاعات قدیمی درمورد 5 عضو دبل اس رو بدست بیارید... با اخبار بروز نمیشه و فقط اطلاعات از زندگی دبل اس گذاشته میشه

مدیر وبلاگ : Suzan
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :